برگردان به زبان ساده
باز دل را دست جان آمد به دست
طره آن دلستان آمد به دست
هوش مصنوعی: دل دوباره جان گرفته است و این احساس به خاطر زیبایی و جذابیت کسی است که دل را به دست میآورد.
آن سر زلف سیاه دلفریب
با هزاران داستان آمد به دست
هوش مصنوعی: موهای زیبای سیاه و فریبنده او با هزاران داستان و ماجرا به دستم رسید.
آنچه از آبادی دین شد خراب
در خرابات مغان آمد به دست
هوش مصنوعی: آنچه که باعث خرابی و ویرانی دین شد، در میان مکانهای فساد و بیدادگری به دست آمد.
گرچه دل ویرانه شد از عشق دوست
لیک گنج شایگان آمد به دست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه قلبم از عشق به دوست خراب شده و ویران است، اما دستاوردی باارزش و گرانبهایی به دست آوردم.
جان شد افریدون ضحاک هوی
تا درفش کاویان آمد به دست
هوش مصنوعی: جان افریدون، ضحاک را defeated کرد، تا درفش کاویان به دستش بیفتد.
رستم ما را پس از هفتاد خوان
آرزوی هفتخوان آمد به دست
هوش مصنوعی: بعد از گذراندن هفتاد مرحله سخت و دشوار، رستم به آرزوی خود رسید و هدفش را به دست آورد.
دیو کثرت را به جان انداخت تیر
زابروی وحدت کمان آمد به دست
هوش مصنوعی: تیر کمان واحدت با قدرت به دشمنی که نماینده کثرت و تعدد است، برخورد کرد و او را به سختی ضربه زد.
بیقران گشتیم و ز اقران بینیاز
صحبت صاحبقران آمد به دست
هوش مصنوعی: ما از قرآن دور شدیم و از دوستان خود نیز بینیاز گشتیم، ولی گفتگو با کسی که مقام و منزلتی والا دارد، برای ما فراهم شد.
مرحب غم شد شکار ذوالفقار
بازوی خیبرسِتان آمد به دست
هوش مصنوعی: غم مانند شکار به دست ذوالفقار آمده است، و در دستان قهرمان خیبر، آماده است تا با آن مبارزه کند.
تاخت سر ما به سرحد یقین
رخش همت را عنان آمد به دست
هوش مصنوعی: تاخت و سرعت ما به جایی رسید که به یقین و اعتماد کامل رسیدیم و توانستیم هدایت اراده و تلاش خود را به دست بگیریم.
چرم گرگ آرزو در هم درید
پنجه شیر ژیان آمد به دست
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به این هست که آرزوهای قوی و بزرگ ممکن است با چالشها و مشکلاتی مواجه شوند. گرگ که نماد آرزوهای ناکام است، به وسیله شیر که نشانه قدرت و شجاعت است، از هم پاره میشود. به این معنا که حتی آرزوهایی که به نظر قوی و ارزشمند میرسند، ممکن است در برابر قدرت و واقعیت زندگی در هم بشکنند.
گرگ فرعونی شکار مار شد
طور را چوب شبان آمد به دست
هوش مصنوعی: گرگ که به فرعون اشاره دارد، شکار ماری شد که به صورت عظیمی به او نزدیک شده است. اکنون چوب شبان، که نماد قدرت و حفاظت است، در دستان او قرار گرفته است. این تصویر نشاندهندهی قدرتی است که در دست یک رهبر یا نگهبان قرار دارد و میتواند به چیزی بزرگ و خطرناک پایان دهد.
بینشان گشتیم از نام و نشان
تا نشان بینشان آمد به دست
هوش مصنوعی: ما از نام و نشانی که داشتیم، بیخبر و گم شدهایم، اما در نهایت نشان واقعی که بینشان است، به دست ما میرسد.
ز آدم خاکی پری در پرده است
این پریرو ناگهان آمد به دست
هوش مصنوعی: از آدم خاکی، موجودی پرنده و زیبا در پس پرده وجود دارد که ناگهان به دست آمده است.
نیست نقد یار در کون و مکان
از دیار لامَکان آمد به دست
هوش مصنوعی: یار عزیز ما در هیچ جایی وجود ندارد، اما از دنیای بیمکان به دست آمده است.
کِشتِ دل سرسبز شد زآبِ شهود
حاصل کون و مکان آمد به دست
هوش مصنوعی: دل مانند کشتزاری است که به وسیله آب شهود و بینش سیراب شده و به این ترتیب نتایج و ثمرات دنیوی و جسمی به دست آمده است.
هادی ما را به تأیید صفا
مهدی صاحبزمان آمد به دست
هوش مصنوعی: منجی ما، مهدی، با حمایت و تأیید الهی به کمک ما آمد تا ما را به سوی صفا و پاکی راهنمایی کند.
آنکه چندین سال جُستندی به جان
آستینش رایگان آمد به دست
هوش مصنوعی: کسی که سالها تلاش کرده و در جستجوی چیزی بوده، سرانجام آن را بهطور رایگان به دست آورده است.