برگردان به زبان ساده
هر آن دلی که به زلف بتی گرفتار است
ز دام جستهٔ تسبیح و قید زنار است
هوش مصنوعی: هر دلی که به زیبایی و محبت یک معشوق اسیر شده، از بندهای دنیا و موانع زندگی رهایی یافته است.
چرا به سر نزند لاله را که آن داغی
میان سوختگان عاشق وفادار است
هوش مصنوعی: چرا گل لاله را به سر نزنند، در حالی که آن داغ دل، نشانهای از عشق پرشور و وفاداری سوختگان است؟
جهان به خانهٔ تاریک و تنگ می ماند
که هر طرف بروی پیش روی دیوار است
هوش مصنوعی: زندگی گاهی مثل یک خانهٔ تاریک و کوچک به نظر میرسد که هر جا بروی، دیوارهایی هستند که تو را محدود میکنند و نمیگذاری راهی به بیرون پیدا کنی.
اگر چه خاتم دل ها به نام اوست چه سود؟
که چون نگین سلیمان به دست اغیار است
هوش مصنوعی: اگرچه دلها به نام او نقش بستهاند، اما چه فایده دارد وقتی که مانند نگین سلیمان فقط در دست دیگران است؟
چرا تو سر مرا فاش می کنی ای شیخ؟
مگر تو بندهٔ آن نیستی که ستار است؟
هوش مصنوعی: چرا ای شیخ، تو راز سر من را فاش میکنی؟ مگر تو عبد و بندۀ کسی نیستی که پنهاندار است؟
فدای او نکنم روح را که چیزی نیست
وگرنه دادن جان پیش من نه دشوار است
هوش مصنوعی: نمیتوانم جانم را فدای او کنم، چرا که روح ارزش چندانی ندارد؛ در غیر این صورت، برای من تقدیم کردن جان بهراستی کار سختی نیست.
هوای داغ سعیدا به سر از آن دارم
که لاله بر سر شوریده زیب دستار است
هوش مصنوعی: آرزو دارم که در هوای گرما، مانند لالهای که بر سر عاشقی به زیبایی زینتبخش است، جلوهگری کنم.