برگردان به زبان ساده
در حریم دل من شمع شب افروز تویی
چمن و باغ بهار من و نوروز تویی
هوش مصنوعی: در دل من، تو مانند شمعی هستی که شب را روشن میکند و همچنین تو برای من مانند باغ و چمن بهار و نوروزی هستی.
چاک زد سینه ام ابرو چو به مژگان گفتم
ای سیه تاب مگر ناوک دلدوز تویی
هوش مصنوعی: با ابرویت زخم به سینهام زدی و وقتی با مژگانم به تو گفتم، ای محبوب سیهچشم، آیا تو همان تیر تند و دلخراش نیستی؟
کیست دایم که به آن گوش سخن می گوید
جز تو ای زلف که هندوی بدآموز تویی
هوش مصنوعی: کیست که همیشه به این گوش گوش میدهد جز تو ای زلف که آموزگار بدی هستی؟
یار مستانه گذر کرد به رویش گفتم
می شنیدیم ز دل آتش جانسوز تویی
هوش مصنوعی: یار مست و خوشحال از کنارم عبور کرد و من به او گفتم که ما ز آتش دل سوزانت چیزها شنیدهایم.
می رسد ناز کنی بر همه اندام ای چشم
که در این معرکه یک صفدر فیروز تویی
هوش مصنوعی: عزیزم، با ناز و زیباییات بر همه بدن خود میفخری، ای چشمی که در این میدان یک تن زبده و برندهای مانند صفدر فیروز هستی.
دل به غیر تو سعیدا ندهد در عالم
که در این خانه همین محرم دلسوز تویی
هوش مصنوعی: دل هیچ کس به غیر تو در این دنیا شاد نمیشود، چون در اینجا تنها تو هستی که مرا درک میکنی و به احساساتم اهمیت میدهی.