برگردان به زبان ساده
شور عشق است و جنون حاصل و سرمایهٔ ما
سنگ طفلان بود از خان غمش دایهٔ ما
هوش مصنوعی: عشق ما مثل یک شور و جنون است و چیزی که به دست آوردهایم، همان سادگی و معصومیت مثل سنگی از بازیهای کودکانه است که از دل غم او به ما منتقل شده است.
منزل ما و فنا در ته یک دیوارند
سایهٔ ماست در این بادیه همسایهٔ ما
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به نزدیکی و پیوستگی زندگی و مرگ اشاره میکند. او میگوید که خانهی ما و عدم وجود ما در پشت یک دیوار است و در این دشت بزرگ، سایهٔ ما همسایهای برای همدیگر هستند. به عبارت دیگر، زندگی و مرگ از هم جدا نیستند و در کنار یکدیگر قرار دارند.
ما در این مهد چه خواهیم به خود بالیدن
که به صد خون جگر شیر دهد دایهٔ ما
هوش مصنوعی: ما در این محیط چه چیزی میتوانیم به خود ببالیم وقتی که پرستار ما با هزاران درد و رنج برای ما شیر میدهد؟
هر که را رغبت بی ساخته با جنس خود است
دست در گردن ما چون نکند سایهٔ ما؟
هوش مصنوعی: هر کسی که به نظرش ما قابل توجه باشیم، باید همچون خودمان را در کنار ما ببیند و اگر اینطور نیست، چرا باید به ما نزدیک شود و سایهاش را بر ما بیفکند؟
گر ز دست فلک افتیم سعیدا غم نیست
بسکه بالا شده در صدر فنا پایهٔ ما
هوش مصنوعی: اگر از دست تقدیر بیفتیم، هیچ غمی نیست، زیرا ما آنقدر در درجات عالی و برتری قرار داریم که پایهی ما در صدر فنا نیز بالا رفته است.