برگردان به زبان ساده
گوشه ای نیست که آن جا نرسد پای فراق
منزلی نیست که خالی نبود جای فراق
هوش مصنوعی: هیچ گوشهای نیست که پای جدایی به آن نرسد و هیچ منزلی نیست که جای جدایی در آن خالی نباشد.
ساحل وصل کجا روی نماید در خواب
کشتی هر که بیفتاد به دریای فراق
هوش مصنوعی: ساحل وصال کجا میتواند در خواب نمایان شود، وقتی که کشتی هر کسی در دریای فراق غرق شده است.
در هراسم ز کف پای خیالش که بسی است
حجر تفرقه در دامن صحرای فراق
هوش مصنوعی: من از قدمهای خیالش بسیار میترسم، زیرا سنگهای تفرقه در دامن بیابان جدایی پراکندهاند.
ز امتحان سامعه از پنبهٔ غفلت پر کرد
گوش عالم نشد آسوده ز غوغای فراق
هوش مصنوعی: از آزمون شنیدار، گوش دنیا پر شد از غفلت و توجه نکردن، و این آدم نتوانست از سر و صدای جدایی آرامش یابد.
مطرب دور دو آهنگ به هم راست نکرد
نغمهٔ غیر مخالف نشد از نای فراق
هوش مصنوعی: خواننده نتوانست دو آهنگ را به خوبی با هم ترکیب کند و نغمهای که از دل فراق برمیآید، با سایر نغمهها همخوانی ندارد.
هیچ در محکمهٔ شرع قضا صاف نشد
از محبان سر کوی تو دعوای فراق
هوش مصنوعی: در دیوان عدالت شرع، هیچکدام از عاشقان و دلباختگان تو نتوانستهاند به راحتی از دعوای دوری و فراق خلاص شوند.
تا شنیدم که به هر عسر سعیدا یسری است
از دل و جان شده ام طالب و جویای فراق
هوش مصنوعی: وقتی شنیدم که در هر دشواری، آسانی وجود دارد، با تمام وجود به دنبال جدایی و فراق شدم.