برگردان به زبان ساده
مردمی، فهم، ادا، ترس خدا، رحم بجا
نازم آن چشم سیاه تو که دارد همه را
هوش مصنوعی: ای مردم، تو اصلیترین ویژگیهای انسانی را داری؛ فهم و ادب و ترس از خداوند. به راستی که من به آن چشمان سیاه تو میبالم که همه را مجذوب خود میکند.
عشقبازی و فقیری و جنون و غم یار
دارم اینها همه را شکر خدا، نام خدا
هوش مصنوعی: به خاطر دارم که عشق، فقر، دیوانگی و غم محبوبم را تجربه کردهام، و از همه این حالات به خاطر خداوند سپاسگزارم.
نیست باکی ز حوادث چو تو یاور باشی
چه غم از ظلمت عصیان چو تویی راهنما
هوش مصنوعی: هیچ نگرانی از اتفاقات و دشواریها ندارم وقتی تو در کنارم هستی؛ چه غمی از نابسامانیها دارم وقتی تو هدایتگر من هستی.
اثر پیر شدن قطع هوا و هوس است
کار شمشیر در این باب کند پشت دو تا
هوش مصنوعی: اثرات پیری، باعث کاهش تمایلات و آرزوها میشود. در این زمینه، کار شمشیر به عنوان نماد قدرت و جنگجویی میتواند بر دو حالت مختلف تاثیر بگذارد.
نصرت از هر طرفی روی دهد برد من است
جذبهٔ زلف دو تا یا کشش آه رسا
هوش مصنوعی: هر گاه یاری و پیروزی از هر سو بر من نازل شود، این موفقیت ناشی از جاذبهی دو زلف محبوب است یا کشش ندا و آه عمیق من است.
هر که را دید طمع بر دل و دینش بربست
چشم او هم به صفت نیست کم از چشم گدا
هوش مصنوعی: هر کسی که بر دل و دین دیگران طمع ورزد، به همان اندازه که از او چشم میدوزد، میتوان گفت که خودش نیز از نظر بینش و صداقت چیزی کمتر از چشم یک گدا ندارد.
دور بینند و ز نزدیک نظر می پوشند
همه را چشم به هم دوخته چون بند قبا
هوش مصنوعی: همه کسانی که از دور نظاره میکنند، به خاطر نزدیک بودن دیدگاهها، چشمانشان را بستهاند و مانند دگمههای قبا به یکدیگر متصل شدهاند.
عیب پوشیدن این طایفه عیبی است بزرگ
همچو آیینه از این روی نمایند صفا
هوش مصنوعی: نقص و ایراد داشتن هر جمعیتی، نقص بزرگی است و مانند آیینهای است که به خوبی و روشنی خود را نشان میدهد.
همچو جغدی به خرابی بنشینی بهتر
نزد همت که روی در کنف بال هما
هوش مصنوعی: بهتر است که مانند جغد در ویرانیها بمانی تا اینکه در کنار همت و بزرگواری، سر خود را پنهان کنی.
در مهمات جهان از که توان خواست مدد
موسیی را که بود حاجت کارش به عصا
هوش مصنوعی: در مسائل و مشکلات زندگی، از چه کسی میتوان کمک خواست، مانند موسی که برای رفع نیازهایش به عصایش توسل جست.
می سپارم به تو جان و دل خود را اما
هر چه از دست تو آید نکنی باز خطا
هوش مصنوعی: من جان و دل خود را به تو میسپارم، اما امیدوارم که دیگر اشتباهی نکنی.
بسکه در غیبت خود ریخته اند آب از رو
نیست چون مردمک دیده در این قوم حیا
هوش مصنوعی: به دلیل غیبت طولانیاش، در میان مردم، به اندازهای از او سخن گفتهاند که انگار هیچ حیا و شرمی در این جمع وجود ندارد، مانند مردمکی که از چشم دور است و دیگر قابل رؤیت نیست.
دلبرم قصد به جان کرده سعیدا برخیز
گر تو را هست دلی جوهر خود را بنما
هوش مصنوعی: عشق من به جانم قصد دارد، ای سعید، بلند شو! اگر دلی در سینهات هست، نشان بده ارزش واقعیات را.