برگردان به زبان ساده
دل ها به یاد صحبت مستان کباب شد
معموره ها ز دولت خوبان خراب شد
هوش مصنوعی: دلها به خاطر یادگاری از صحبتهای شاد و مسرتبخش به شور و شوق آمدند و مکانهای آباد به دلیل نعمت و خوبیهای نیکان و افراد خوشسیرت به ویرانی و خرابی دچار شدند.
شب بود شمع مجلس ما صبحدم چو شد
بیرون شد از خرابهٔ ما آفتاب شد
هوش مصنوعی: در شب، شمعی که نوربخش مجلس ما بود، با طلوع صبح از آن خرابه خارج شد و آفتاب به عالم تابید.
دل پیش از این نداشت رواجی به چشم عشق
این شیشه تا شکست به سنگ، انتخاب شد
هوش مصنوعی: دل قبل از این عشق را نشناخته بود و توجهی به آن نداشت، اما وقتی این شیشه شکست و به زمین افتاد، عشق به انتخاب دل تبدیل شد.
هر قطرهٔ عرق که چکید از رخش به ناز
پیمانه گشت و جام شکست و گلاب شد
هوش مصنوعی: هر قطرهی عرقی که از چهرهاش به آرامی چکید، تبدیل به گلابی شد و پیمانهای پر کرد، در حالی که جام شکسته و ریزش آن زیبا و دلانگیز بود.
تخمیر ما ز بادهٔ گلرنگ کرده اند
افتاده هر چه در قدح ما شراب شد
هوش مصنوعی: تخمیر ما از شراب رنگی به وجود آمده است و هر چیزی که در لیوان ما ریخته شده، تبدیل به شراب شده است.
آمد چو برف زاهد و بنشست همچو یخ
از همت صراحی و می رفت و آب شد
هوش مصنوعی: زاهد مثل برف وارد شد و همچون یخ نشست. او با ارادهای قوی از شراب و می دوری کرد و در نهایت به حالتی نرم و روان درآمد.
صبحی دمی جمال تو می خواستم ز حق
برداشتی نقاب و دعا مستجاب شد
هوش مصنوعی: در یک صبح، من آرزو داشتم که باید وجه زیبایت را ببینم و خداوند حجاب را برداشته و دعای من را مستجاب کرد.
می کرد عرض حال سعیدا به پیش او
لیکن زبان گرفت وی از اضطراب شد
هوش مصنوعی: سعیدا (سعید) در برابر او، مشکلات و درخواستهایش را بیان میکرد، اما او از شدت اضطراب توان صحبت کردن پیدا نکرد.