برگردان به زبان ساده
دل بسکه چشم شوخ تو را نام میگرفت
چشمم به گریه روغن بادام میگرفت
هوش مصنوعی: دل من به قدری تحت تاثیر چشم زیبای تو قرار گرفته است که وقتى به یاد تو میافتم، چشمانم به اشک میافتند و مانند روغن بادام، نرم و روان میشوند.
میکرد جا به خانهٔ سیماب انتخاب
هرگاه بی قرار تو آرام میگرفت
هوش مصنوعی: او هر بار که بیتابی میکرد، به خانهای از جنس سیماب میرفت و در آنجا آرامش پیدا میکرد.
انگشت رو به باده که میکرد فیالمثل
گر از لب تو بوسه به پیغام میگرفت
هوش مصنوعی: اگر کسی بهطور مثال، انگشت خود را بهسوی شراب میبرد، آیا با بوسهای از لب تو، پیامی را دریافت نمیکند؟
اندام سرو بوی گل و رنگ لاله را
قدرت ز پیکر تو سرانجام میگرفت
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت فردی اشاره دارد که همانند سرو، با اندام زیبا و ظاهری دلانگیز شبیه گل و رنگ لاله، توجه و تحسین اطرافیان را به خود جلب میکند. بهنوعی، این شخص از ترکیب ویژگیهای ظاهری و زیبای خود، قدرت و تأثیر خاصی را بر دیگران دارد.
در راه شوق چون گل صد برگ میشکفت
هر خار چون ز پای طلب کام میگرفت
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، مانند گلی با صد برگ شکوفا میشدم و هر خار درد و رنجی که پیش میآمد، از پای خواسته قلبیام میکاست.
آن صید لاغرم که اگر باخبر شدی
صیاد گریه پیش ره دام میگرفت
هوش مصنوعی: آن شکار لاغری که اگر از موضوع باخبر میشد، صیادی که او را شکار کردهاند، در مسیر دام برایش گریه میکرد.
میشد قبول شاه، سعیدای بینوا
گر همتی ز شحنهٔ بسطام میگرفت
هوش مصنوعی: اگر شاه قبول میکرد که سعید بینوا را کمک کند، این تنها از اراده و تلاش شحنه بسطام برداشت میشد.