صبر مرا حواله به سیماب می کنی
دلداری سفینه به گرداب می کنی
ما همچو داغ لاله سیه روزگار و تو
سیر سمن فشانی مهتاب می کنی
بیدار می کنند به آواز بوسه ات
در دامن فرشته اگر خواب می کنی
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
صبر مرا حواله به سیماب می کنی
دلداری سفینه به گرداب می کنی
هوش مصنوعی: تو در حق صبر من بیتوجهی میکنی و به جای آرامش، مرا به سختی و دردسر میاندازی؛ همانطور که یک کشتی در طوفان کمکی نمییابد و به گرههایش دچار میشود، تو هم به مشکلات من دامن میزنی.