برگردان به زبان ساده
بی خبر شو ز دو عالم، خبر یار طلب
دست بردار ز خود، دامن دلدار طلب
هوش مصنوعی: از دو جهان بیخبر شو و تنها به فکر یار باش. از خودت فاصله بگیر و دامن دلبر را طلب کن.
حاصل روی زمین پیش سلیمان بادست
دو جهان از کرم عشق به یکبار طلب
هوش مصنوعی: خلاصهاش این است که هر آنچه به دست سلیمان است، بیشتر از تمام نعمتهای دنیا ارزش دارد. با یک درخواست محبتآمیز، انسان میتواند دو جهان را به دست آورد.
نکند تلخ سلیمان دهن موران را
هر چه می خواهی ازان لعل شکربار طلب
هوش مصنوعی: هرگز نگذار تلخی سلیمان باعث آزار موران شود؛ هر چه که میخواهی، از آن دانههای شیرین طلب کن.
مستیی را که خماری نبود در دنبال
از شفاخانه آن نرگس بیمار طلب
هوش مصنوعی: خوشحالی و شوقی که در آن نشانی از غم و اندوه نیست، در جستجوی آن گل زیبا و بیمار از بیمارستان بپرسید.
عشق در پرده معشوق نهان می گردد
خبر طوطی ما را ز شکرزار طلب
هوش مصنوعی: عشق در دل معشوق پنهان میشود و ما خبر خوشی از زیباییهای او را مانند طوطی، از باغ شکر و شیرینی میخواهیم.
چون نداری پر و بالی که به جایی برسی
چون سلامت طلبان رخنه دیوار طلب
هوش مصنوعی: زمانی که تو بال و پر پرواز نداری که به هدفی برسی، مانند کسی هستی که در پی سلامت است ولی نمیتواند به دیوار خواستهاش نفوذ کند.
خاک را قافله سیل رسانید به بحر
در ره عشق رفیقان سبکبار طلب
هوش مصنوعی: خاک، به واسطهی باران و سیل، به دریا رسید و در مسیر عشق، دوستانی بیسنگینی و راحتی را جستجو کردند.
از صدف کم نتوان بود به همت، زنهار
چون دهن باز کنی گوهر شهوار طلب
هوش مصنوعی: نمیتوان از تلاش و اراده به کمکی دست یافت. مراقب باش که وقتی دهن باز میکنی، خواستههای ناپسند را مطالبه نکن.
می توان دولت بیدار به بی خوابی یافت
تو همین در دل شب دیده بیدار طلب
هوش مصنوعی: در دل شب، وقتی همه خواب هستند، میتوان به سراغ موفقیت و بیداری رفت. تو نیز در این زمان، با چشم بیدار خواهان دستیابی به هدفهایت باش.
پرده آب حیات است سیاهی صائب
عمر جاوید ازان طره طرار طلب
هوش مصنوعی: آب حیات همچون پردهای است که زندگی را به تصویر میکشد و سیاهی، نمایانگر عمر جاودان است. از آن موی زیبا، طلب زندگی و جاودانگی کن.