برگردان به زبان ساده
دارند اگر سررشتهای در کف به ظاهر چنگها
در پنجه مطرب بود سررشته آهنگها
اگرچه بهظاهر این سازِ چنگ است که رشتهها (سیمها) را در اختیار دارد،اما در حقیقت اختیار نغمهها و آهنگها در دست نوازنده است.
از من مدان چون باغ اگر هردم به رنگی میشوم
بیرنگی او میزند بر آب زینسان رنگها
اگر من مثل باغ، هر لحظه به رنگی درمیآیم، مرا سرزنش نکن؛این تغییر رنگ از «بیرنگیِ» اصلِ هستی است که چنین نقشهایی بر آب میزند.
موسی چه غم دارد اگر صد کوه طور از جا رود؟
سودا نمیپرد ز سر از حمله این سنگها
موسی چه باک دارد اگر صد کوه طور فروبریزد؟اندیشه و شور او با این سنگها از سرش نمیپرد.
از سادهلوحی میشوم هر گام محو لالهای
با آن که دور افتادهام از کاروان فرسنگها
از سادگی و خوشباوری، با هر قدم محو زیبایی یک لاله میشوم،با آنکه از کاروان زندگی فرسنگها عقب افتادهام.
روزی که از می جام را میکردم جم روشنگری
در زنگ صائب غوطه زد آیینه فرهنگها
آن روز که با شراب معرفت، جام را چون جامِ جم روشنی میبخشیدم،آینهٔ فرهنگها در زنگار نامِ «صائب» فرو رفت.