برگردان به زبان ساده
رفتم ز راه دل خس و خار گناه را
کردم به آه همچو کف دست راه را
هوش مصنوعی: من از مسیر دل دور شدم و با آهی که شبیه به نرمی کف دست است، دردها و گناههایم را کنار گذاشتم.
موج کرم به قیمت اکسیر می خرد
در بحر رحمت تو غبار گناه را
هوش مصنوعی: موج کرم با بهای اکسیر، غبار گناه را در دریای رحمت تو خریداری میکند.
روز ازل به قامت عاشق بریده اند
مانند کعبه، جامه بخت سیاه را
هوش مصنوعی: در آغاز روز، قامت عاشق را به زیبایی و با شکیبایی طراحی کردهاند، همچون کعبه که دارای جامهای از تقدیر و شانس است، اما اینجا با رنگی غمگین و تاریک نمایان شده است.
پیش رخ تو زخم دندان حیرت است
دستی که چاک کرد گریبان ماه را
هوش مصنوعی: دندان حیرت به دامن تو زخمی زده است. دستی که پارچهی لباس ماه را پاره کرد.
یک گوهر نسفته درین بحر خون نماند
در چشم خود ز بس که شکستم نگاه را
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در میان سختیها و مصیبتها، یک حقیقت ارزشمند یا یک گوهر در حال گم شدن است و به خاطر درد و رنجی که کشیده، دیگر نتوانستهام به آن حقیقت نگاه کنم.
از خوی آتشین تو، چون موی زنگیان
دارند عاشقان تو در سینه آه را
هوش مصنوعی: عاشقان تو به خاطر ذات آتشین و گرم تو، در دل خود آه و اندوه را مانند موی زنگی دارند.
صائب به بخت تیره و روز سیه بساز
از دل ببر هوای زمین سیاه را
هوش مصنوعی: به خاطر بخت بد و روزهای ناگوار، سعی کن از دل خود، آرزوی زمین تاریک را دور کنی و با مسائل زندگی بساز.