برگردان به زبان ساده
شکست رنگ می از ترک میگساری ما
نمک به چشم قدح ریخت هوشیاری ما
هوش مصنوعی: شرابخواری ما به حدی است که وقتی رنگ آن شکست، مثل نمک به چشم قدح ریخت و ما را هوشیار کرد.
کم است اشک برای سیاهکاری ما
مگر کند عرق انفعال یاری ما
هوش مصنوعی: برای خطاهایی که مرتکب شدهایم، اشکهای ما کافی نیستند. مگر اینکه محبت و یاری دیگران ما را به عمل وادارد و آرامشمان را به هم بریزد.
نماند در دل خم نم ز میگساری ما
سفید شد لب ساغر ز بوسه کاری ما
هوش مصنوعی: دل ما دیگر جایی برای غم و اندوه ندارد، چرا که لب ساغر از بوسههای ما رنگین و شاداب شده است.
به چشم جوهریان گوهر بصیرت نیست
وگرنه گرد یتیمی است خاکساری ما
هوش مصنوعی: به چشمان جوهری، دید و بصیرتی وجود ندارد؛ در غیر این صورت، گرد یتیمی نشاندهنده تواضع و خاکساری ماست.
چنان کز آیه رحمت امید خلق افزود
یکی هزار شد از خط امیدواری ما
هوش مصنوعی: چنان که به واسطه یک آیه از رحمت الهی، امید مردم بیشتر شد و به اندازه هزار نفر افزایش یافت، همچنین در دل ما نیز خط امیدواری کشیده شده است.
شده است حلقه گرداب، چشم قربانی
ز چارموجه طوفان بی قراری ما
هوش مصنوعی: چشم قربانی در چنگال طوفان و بیقراری ما چرخ میزند و به دور خود میچرخد، گویی که در میان گردابی گرفتار شده است.
رسید خیرگی چشم ما به معراجی
که ماه بر فلک از هاله شد حصاری ما
هوش مصنوعی: چشم ما به جایی رسید که ماه مانند حصاری به دور خود در فلک قرار گرفته است.
کلاه گوشه همت بلند کرده ماست
چو تیغ کوه ز ابرست آبداری ما
هوش مصنوعی: کلاهی که به نشانه اراده و تلاش ماست، مانند تیغی است که از دل کوهها به سمت آسمان میرسد و مانند باران از ابرها برای ما زندگیبخش است.
چنان گذشت ز تقصیر ما عنایت دوست
که از گناه نکرده است شرمساری ما
هوش مصنوعی: محبت و لطف دوست به قدری از گناهان و اشتباهات ما گذشته است که احساس شرمندگی ما به خاطر کارهای نکردهمان، بیمعناست.
به زیر تیغ فشردیم پای خود چندان
که کوه بست کمر پیش بردباری ما
هوش مصنوعی: ما به قدری با استقامت و شجاعت به جلو پیش رفتیم که حتی کوهها در برابر ارادهمان به زانو درآمدند و مجبور شدند به عقب برگردند.
ز تار و پود جهان آگهیم با طفلی
دویده است به هر کوچه نی سواری ما
هوش مصنوعی: ما به تمام جزئیات و ساختارهای جهان آگاه هستیم، چرا که در کنار یک کودک در حال دویدن هستیم و با او به هر کوچه و میدان میرویم.
زبان ما اگر از شکر تیغ خاموش است
دهان شکرگزاری است زخم کاری ما
هوش مصنوعی: اگرچه زبان ما به خاطر جراحات خاموش است، اما پایان ما همچنان شکرگزاری و قدردانی از آن زخمهاست.
ازان دوید به آفاق نام ما صائب
که روشن است جهان از نفس شماری ما
هوش مصنوعی: نام ما در جهان پیچیده و جایگاه ما روشن است، زیرا وجود ما به اندازهای تأثیرگذار است که جهانیان را وادار به توجه میکند.