برگردان به زبان ساده
گر به گلزار بری آن رخ افروخته را
گل به بلبل نگذارد جگرسوخته را
هوش مصنوعی: اگر به باغ گل بروی، آن چهره درخشان تو اجازه نخواهد داد که بلبل دل شکستهاش را فراموش کند.
هر که پوشد ز جهان چشم، نماند بی رزق
طعمه از دست بود باز نظر دوخته را
هوش مصنوعی: هر کس که از دنیا چشم بپوشد و به چیزهای مادی اهمیت ندهد، هرگز بدون نعمت و روزی نخواهد ماند. او همچنان به هدف و مقصود خود نگاه میکند و به نتیجهی تلاشهایش خواهد رسید.
نکند چرخ تعدی به جگرسوختگان
سرمه در کار نباشد نفس سوخته را
هوش مصنوعی: شاید گردش روزگار به کسانی که درد دل دارند و جگر سوختهاند، ظلم کند، ولی برای کسی که به عمق این سوختگی پی برده است، فرصتی برای تنفس و آرامش وجود ندارد.
منت زلف مکش دل چو گرفتار تو شد
رشته حاجت نبود طایر آموخته را
هوش مصنوعی: هرگز به خاطر زلف تو منت نکش، زیرا دل وقتی که به دام تو افتاد، دیگر نیازی به درخواست ندارد؛ مانند پرندهای که یاد گرفته پرواز کند و نیازی به راهنمایی ندارد.
نیست حاجت شب پروانه ما را به چراغ
شمع از خود بود این بال و پر افروخته را
هوش مصنوعی: شب پروانهای ما دیگر نیازی به شمع و روشنایی ندارد، زیرا این بال و پر درخشان خود را از درون خود داریم.
دلت ای غنچه محال است سبکبار شود
تا نریزی ز بغل این زر اندوخته را
هوش مصنوعی: قلبت، ای گل حسرت، هرگز نمیتواند بیبار باشد، چرا که تا زمانی که گنجینهات را از دست ندهی، نمیتوانی از بار مسئولیتها رهایی یابی.
ایمن از زخم زبان شد ز خموشی صائب
نیست اندیشه ز سوزن دهن دوخته را
هوش مصنوعی: آدمی که در سکوت خود از زخم زبانها در امان است، نباید به یاد زخمهای کوچک و جراحات بیاهمیت بیفتد.