برگردان به زبان ساده
کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را
راستی سنگِ رهِ رفتار باشد مار را
هوش مصنوعی: اگر کسی در زندگیاش به طور نادرست و با رفتارهای ناپسند عمل کند، مانند پرندهای که به سوی نادرستی پرواز میکند، در نهایت با واقعیت و حقایق زندگی روبرو خواهد شد که مانند سنگی سخت، او را به مسیر درست هدایت میکند. افرادی که بد کردارند، در نهایت با عواقب کارهای خود مواجه خواهند شد و این عواقب میتواند همانند ماری باشد که در راهشان قرار میگیرد.
کاش بندِ حیرتی بر دست گلچین میگذاشت
آن که میبندد به روی من درِ گلزار را
هوش مصنوعی: ای کاش کسی که درِ گلزار را به روی من میبندد، بر دست گلچین، بند حیرتی میگذاشت تا او نیز احساس کند چه احساس عمیقی در دل من است.
هر سری دارد درین بازار سودای دگر
هر کسی بندد به آیینِ دگر دستار را
هوش مصنوعی: در این بازار، هر فردی آرزوی خاص خود را دارد و هر کسی به روشی متفاوت به زندگی و مشکلاتش میپردازد.
میکند از طوقِ قمری دامها در خاک، سرو
تا به دام آرد مگر آن سروِ خوش رفتار را
هوش مصنوعی: پرندهای به نام قمری در حال جاگذاشتن دامهایش در زمین است تا بلکه بتواند آن سرو زیبا و خوشرفتار را صید کند.
رشتهها همتاب چون شد، زود میگردد یکی
با میانِ اوست پیوندِ دگر زُنّار را
هوش مصنوعی: وقتی رشتهها به هم گره میخورند، به سرعت یکی از آنها به ارتباط جدیدی متصل میشود، همانطور که زنجیری دوباره به هم میپیوندد.
این سرِ زلفِ پریشانی که دارد بوی گل
میکند ناسور، زخمِ رخنهٔ دیوار را
هوش مصنوعی: این موی پریشان که عطر گل دارد، برای دیواری که زخم و شکاف دارد، مانند عفونت و بیماری عمل میکند.
یا خطِ عنبرفشان، یا زلفِ مشکین میشود
پای رفتن نیست دودِ آتشِ رخسار را
هوش مصنوعی: شاید او با خطی زیبا و معطر یا با زلفی رنگین برایمان نغمهسرایی کند، اما نشانهای از رفتن و جدایی وجود ندارد، چرا که زیبایی چهرهاش مانند نشانهای از آتش و حرارت است.
از فروغِ گوهرِ خود، زود صائب راز عشق
میگذارد نعل در آتش لبِ اظهار را
هوش مصنوعی: صائب به سرعت احساسات عاطفی خود را با درخشش زیباییاش فاش میکند و به محضی که زمانش برسد، به بیان عشقش میپردازد.