برگردان به زبان ساده
به هر سیاه درون مشنوان ترانه خویش
زمین پاک طلب کن برای دانه خویش
هوش مصنوعی: هرگز صدای خود را از دل تیرهها نشنو، بلکه برای زندگیات زمینی پاک و مناسب جستجو کن.
زبان خویش به دیوار تا توان مالید
قدم برون مگذار از درون خانه خویش
هوش مصنوعی: زبانت را به دیوار بمال و نگذار از درون خانهات بیرون بروی.
گناه زشتی خود را بر آبگینه منه
مکن چو تنگدلان شکوه از زمانه خویش
هوش مصنوعی: اگر به عیبها و زشتیهای خود اهمیت ندهی و آنها را بر سطحی بیمقدار بنهی، مثل کسانی که از سرزندگی و زمانهی خود گله و شکایت دارند، تو نیز در نهایت از زندگی راضی نخواهی بود.
دل خراب ز خاک مراد کمتر نیست
بخواه حاجت خود را ز آستانه خویش
هوش مصنوعی: دل شکسته و ویران، از خاک و ریشههای نامناسب، کمتر از آرزوهای بزرگ نیست. پس نیاز و خواستهات را از درگاه خودت بخواه.
درین دو هفته که گل میهمان این چمن است
مباش درپی تعمیر آشیانه خویش
هوش مصنوعی: در این دو هفتهای که گل در این باغچه در حال شکوفایی است، نگذارید که به فکر درست کردن خانه و کاشانهتان باشید.
چو زلف ماتمیان در هم است کارجهان
ازین بلای سیه دور دار شانه خویش
هوش مصنوعی: وقتی که موهای محزونان به هم درهم رفته است، ای کاش دنیا از این بلای تاریک، خود را دور نگه دارد و شانهاش را به دلمشغولیها مشغول نکند.
کمند گوهر مقصود رشته اشک است
مکن چو شمع قضا گریه شبانه خویش
هوش مصنوعی: گویی که هدف زندگی مانند یک دُر گرانبها به دور اشکها و غمها پیچیده است. پس مانند شمعی که در شب بیصدا میسوزد، در برابر سرنوشت (قضا) گریه نکن و اجازه نده غم تو را فرسوده کند.
به نیم جو نخرد خرمن فلک صائب
ز عقده دل خود هر که ساخت دانه خویش
هوش مصنوعی: هر کس که در دل خود عقدهای دارد، نمیتواند یک دانه کوچک هم از خوشبختی و کامیابی بدست آورد، چرا که خوشبختی با ارزشهای بزرگ و واقعی سنجیده میشود، نه با چیزهای کم ارزش.