برگردان به زبان ساده
در غریبی تابه چند افتدکسی ازیادخویش؟
کو جنونی تا برآرم گرد از بنیاد خویش
هوش مصنوعی: در زمان غربت و دوری، تا کی باید به یاد خود باشم؟ آیا کسی هست که به شدت احساساتی شود و این احساسات را از عمق وجودش خارج کند؟
غفلت صیاد از نخجیر عین رحمت است
وای بر صیدی که غافل گردداز صیاد خویش
هوش مصنوعی: غفلت شکارچی از منطقه شکار، نشانه بزرگی نعمت است. اما وای بر شکار که نسبت به شکارچی خود غافل شود.
شکوه مارا ازحریم وصل دور انداخته است
حلقه در بیرون درمانده است ازفریاد خویش
هوش مصنوعی: شکایت ما از اینکه دوری از وصال باعث شده است، به وضعیتی از ناامیدی برسیم و حلقه در که باید ما را به معشوق وصل کند، از شدت فریاد و ناامیدی خود ناتوان شده است.
جوی شیر ازسنگ آوردن عجب طفلانه بود
بی تأمل کند کردم تیشه فولاد خویش
هوش مصنوعی: آوردن شیر از دل سنگ کار عجیبی است. این نشان میدهد که در بعضی مواقع، کارهای ناممکن از روی بیفکری و بیتوجهی انجام میشود. من هم به همین صورت با تیشهام که از فولاد ساخته شده، اقدام به انجام کاری کردم که فکر نکرده بودم.
چون خدنگ آه، برگشتن نمی دانم که چیست
درچه ساعت برد یاد او مرا ازیاد خویش؟
هوش مصنوعی: زمانی که احساس تلخی بر دلم سایه افکنده، نمیدانم برگشتن به گذشته چه معنایی دارد. در چه ساعتی یاد او باعث شده که من خود را از یاد ببرم؟
کلک صائب راچه لذت ازصفیر خود بود؟
عندلیب مست بی بهره است ازفریاد خویش
هوش مصنوعی: صائب هیچ لذتی از صدای قلمش نمیبرد؛ زیرا بلبل مست نمیتواند از فریاد خودش بهرهای ببرد.