می کند دست نوازش هم دل ما راخموش
خشت اگر مانع تواند شد خم می را ز جوش
بازی جنت مخور، ازحال آدم پندگیر
درگذر مردانه زین گندم نمای جوفروش
پوچ گویی می دهد بر باد نقد عمر را
زود خالی می شود دیگی که ننشیند ز جوش
دیگران راگرم اگر سازد شراب آتشین
خون ما را شعله آواز می آرد به جوش
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
می کند دست نوازش هم دل ما راخموش