برگردان به زبان ساده
هرکه از داغ نهان عشق سوزد پیکرش
آتش ایمن برون میآید از خاکسترش
هوش مصنوعی: هر کسی که از درد و زخمهای عشق رنج میبرد، سرانجام جلوهای جدید و زنده از خودش را پس از سوختن و غبارین شدن به نمایش میگذارد.
عشق هر کس را نهد بر چهره خال انتخاب
همچو داغ لاله ریزد طشت آتش برسرش
هوش مصنوعی: عشق هر فردی نشانهای خاص بر چهرهاش میگذارد، به گونهای که مانند نشانی سوزان و زیبا بر پیشانیاش میدرخشد.
تیغ او خوش بی محابا میرود در خون ما
حلقه ماتم نگردیده است زلف جوهرش
هوش مصنوعی: تیغ او با جسارت به سوی ما میآید و خون ما را میریزد، اما هنوز حلقهی غم و ماتم بر زلف زیبای او شکل نگرفته است.
ازهواداران آن شمعم که بتوان هر سحر
همچو برگ گل پر پروانه رُفت از بسترش
هوش مصنوعی: من از کسانی هستم که شبها جانم را فدای آن شمع میکنم، تا هر صبح مانند برگ گلی که پروانه از آن جدا میشود، از آرامش و بسترش رها شوم.
گر چنین آیینهٔ دل از غبار آید برون
زود خواهد شد ید بیضا کف روشنگرش
هوش مصنوعی: اگر دل، مانند آیینه، از غبارها پاک شود، به زودی نور روشنی را که همچون دست موسی است، خواهد گرفت.
مستی چشمش به دور خط فزونتر شد، مگر
گَردِ خط بیهوشدارو میکند در ساغرش ؟
هوش مصنوعی: مستی و جذابیت چشمان او بیشتر شده است، آیا این خط دور او آنقدر جادویی است که در دل ساغر او بیخودی ایجاد میکند؟
نوح اگر کشتی به دریای محبت افکند
در فلاخن مینهد باد مخالف لنگرش
هوش مصنوعی: اگر نوح کشتیاش را در دریاى عشق رها کند، حتی اگر باد مخالف به سمت او بوزد، لنگر کشتیاش را از زمین نخواهد کند.
خواب امن و دولت بیدار، آب و آتشند
شمع میلرزد تمامِ شب به زرین افسرش
هوش مصنوعی: خواب آرام و ثروت و قدرت بیدار مانند آب و آتش هستند؛ شمع به خاطر تاج طلاییاش تمام شب میلرزد.
چون دل صائب خورد آب ازتماشای بهشت؟
تلخیِ چینِ جبین موج دارد کوثرش
هوش مصنوعی: وقتی دل صائب به تماشای بهشت مینگرد و از آن لذت میبرد، تلخیهای زندگی و درد و رنجها به شدت کمرنگ میشود. او به نوعی از خوشی و شیرینی که بهشت برایش به ارمغان میآورد، دست مییابد که تلخیها را فراموش میکند.