برگردان به زبان ساده
دیده ما گرز خون رنگین نباشد گومباش
حلقه بیرون در زرین نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: اگر چشمان ما رنگ خون نداشته باشند، پس چرا گردنبند طلایی در بیرون وجود ندارد؟ پس چرا نباشیم؟
نیل چشم زخم باشد باده را جام سفال
اهل دل را جامه (گر) رنگین نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: چشمان نیلین میتوانند زخم بزنند، اما برای باده، ظرفش سفالی است. اگر دل اهل دل رنگین نباشد، از آن خود نباش.
می شود از وسعت مشرب گوارا تلخ و شور
نقل میخواران اگرشیرین نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از خوشی و لذتهای زندگی با دیگران صحبت کنی، باید مطمئن شوی که خودت تجربهای شیرین و خوشایند از آن داری. اگر نوشیدنی یا تجربهات تلخ و ناخوشایند باشد، بهتر است دربارهاش صحبت نکنی.
چون بنای زندگی نقش بر آبی بیش نیست
ساحت منزل اگر سنگین نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: زندگی همچون نقشی بر آب است و دوام زیادی ندارد، پس اگر در زندگی به آرامش و سبکی نرسیدهای، بیخود خود را درگیر مسائل سخت و سنگین نکن.
لذت ادراک معنی دلگشای ما بس است
رزق ما گر از سخن تحسین نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: لذت فهمیدن معانی برای ما کافی است، هرچند اگر روزی به ما نپردازند و از ما تحسین نکنند، باز هم نیازی به نگران شدن نیست.
روی آتشناک را پیرایه ای در کار نیست
شمع را فانوس اگر رنگین نباشد گومباش
هوش مصنوعی: بر روی آتش، هیچ زینتی وجود ندارد. اگر شمع رنگی نباشد، مانند فانوس نمیتواند روشنایی بدهد.
خواب سنگین می کند هموار خشت و خاک را
گر ز مخمل بستر و بالین نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: اگر بر روی بستر نرم و راحتی نباشی، خواب سنگین میتواند زمین و خاک را هم هموار کند؛ پس بیخود و بیجهت نباش.
نیست از قحط سخن سنجان سخنور راملال
گردرین بستانسراگلچین نباشد گومباش
هوش مصنوعی: در این دنیا حرفهای دلنشین و زیبا کم نیستند، چرا که در میان انبوهی از واژهها، همواره کلماتی شگفتانگیز و دلفریب وجود دارد.
دیده آلودگان شایسته دیدار نیست
خلق را گر دیده حق بین نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: اگر چشمان آلوده و ناپاک باشد، شایستگی دیدن واقعیات را نخواهد داشت. اگر چشمها به حقیقت بینا نباشند، نباید در جمع مردم قرار گیرند.
می کند منقار طوطی راسخن تنگ شکر
عیش ما صائب اگر شیرین نباشد گومباش
هوش مصنوعی: طوطی با منقار خود شکر را میساید و اگر زندگی ما شیرین نباشد، به درد نمیخورد.