برگردان به زبان ساده
دردی که سازگار تو گردد دواشناس
زهری که خوشگوار شد آب بقاشناس
هوش مصنوعی: دردی که با تو قابل تحمل باشد، خود درمانش را میشناسد. زهر و تلخی که به لطف تو خوشایند شده، آثارش را نیز در مییابم.
نان جوین خویش به از گندم کسان
پهلوی خشک خویش به از بوریا شناس
هوش مصنوعی: بهتر است که نان خود را که حاصل زحمت و تلاش خودتان است بخورید، حتی اگر از نان دیگران کمتر باشد. همچنین، داشتن خالی و بیچیز بودن خود را به همان شرایط دیگران ترجیح دهید که تنها ظاهری بینند و نه واقعی.
هر طایری که سایه به فرق تو افکند
از بهر فال، سایه بال هماشناس
هوش مصنوعی: هر پرندهای که بر سرت سایه بیندازد، نشانهای از خوب بودن بخت و شانس توست. سایهی آن پرنده، نشاندهندهی خوشی و نیکبختیاش است.
از هردری که دست کرم رو گشاده نیست
چون برق و باد بگذر و دارفناشناس
هوش مصنوعی: اگر جایی که امیدی به کمک و لطف نیست، مانند برق و باد از آن بگذر و به دنیای فانی توجه نکن.
هرخون که در دل تو کند دور آسمان
خون جگر مخور، می لعلی قباشناس
هوش مصنوعی: هر ذرهای که در دل تو به وجود میآید، مانند خون در وجودت جریان دارد. پس از آن به خودت سخت نگیری و از درد و رنجی که به تو میرسد، غمگین نشو. این نگاه به دنیا را رها کن و آن را با شادی و زیبایی بیامیز.
آب مروت از قدح هیچ کس مجوی
خود را حسین و روی زمین کربلاشناس
هوش مصنوعی: آب مروت را از هیچ کس طلب نکن، خود را مثل حسین ببین و بر روی زمین افرادی را بشناس که مانند کربلا هستند.
چون عقل عشق رابشناسد چنان که هست ؟
عیسی شناس نیست طبیب گیاشناس
هوش مصنوعی: وقتی عقل به عشق به درستی پی ببرد، مانند این است که عیسی (پیامبر) نمیتواند گیاهشناس باشد. این بدان معناست که عقل نمیتواند به عمق و زیبایی عشق دست یابد، مشابه اینکه کسی متخصص در یک زمینه خاص باشد اما در زمینهای دیگر توانایی نداشته باشد.
خود را ز چار موجه تدبیر وارهان
دارالامان خاک، مقام رضاشناس
هوش مصنوعی: خود را از چهارچوبها و محدودیتها رها کن و در جایی امن و آرام، به شناخت مقام راضی و خرسند از خود بپرداز.
هر آدمی که نیست دراو رنگ مردمی
بی قدر و اعتبار چو مردم گیاشناس
هوش مصنوعی: هر انسانی که در وجودش رنگ و بوی انسانیت نیست، مانند گیاهی است که از نظر ارزش و اعتبار بیاهمیت و کمارزش است.
این آن غزل که گفت نظیری خوش سخن
اقبال اهل دل ز قبول خداشناس
هوش مصنوعی: این همان غزلی است که نظیری، شاعر با ذوق، درباره آن صحبت کرده و اهل دل آن را با خوشحالی و توجه به خدا میپذیرند.