برگردان به زبان ساده
بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز
بیعت نکرده است به دستش حنا هنوز
هوش مصنوعی: بازوهای او را بالا نبردهاند و هنوز برای بیعت با او حنا روی دستش نیست.
آواز عندلیب به گوشش نخورده است
برگرد او نگشته نسیم صبا هنوز
هوش مصنوعی: او هنوز آواز پرنده را نشنیده و نسیم صبحگاهی به سویش نیامده است.
در غنچه است جلوه گلزار شوخی اش
دستش گلی نچیده ز رنگ حنا هنوز
هوش مصنوعی: در دل غنچه زیبایی باغی نهفته است و هنوز در دستانش گلی نچیده، رنگ حنا هم هنوز به آن نخورده است.
گل عیب بیوفایی خود را علاج کرد
نشنیده است عهد تو بوی وفا هنوز
هوش مصنوعی: گل به خاطر وفاداری نداشتن خود را توجیه کرد، در حالی که هنوز بوی وفا از عهد تو به گوش نمیرسد.
صدبار چین ابروی او داد رخصتم
من سر نمی کشم ز کمند وفا هنوز
هوش مصنوعی: بارها و بارها ابروهای او به من اجازه دادهاند که از او دور شوم، اما من هنوز از چنگ وفای او خارج نمیشوم.
ای دیده از غبار ره او چه دیده ای
در پرده است خاصیت توتیا هنوز
هوش مصنوعی: ای چشم، از غبار راه او چه دیدهای؟ همچنان که خاصیت توتیا (گلوب)، پردهای است که بر روی چشمان ماست.
صائب هزار قاصد یأس آمد و گذشت
چون برق می پرد به رهش چشم ما هنوز
هوش مصنوعی: هزاران پیامآور ناامیدی به ما نزدیک شدند و گذشتند، مانند برقی که لحظهای در آسمان میدرخشد، اما چشم ما همچنان خیره به راهش مانده است.