برگردان به زبان ساده
از سرشک گرم زرین است مژگانم هنوز
می چکد آتش چو شمع از رشته جانم هنوز
هوش مصنوعی: چشمانم مانند مژههای طلاییام هنوز از اشک گرم پر است و این اشکها مثل شعلهی شمعی از جانم همچنان میچکد.
گرچه عمری رفت درکنعان سراسرمی روم
بوی پیراهن نرفته است ازگریبانم هنوز
هوش مصنوعی: با وجود اینکه سالها در کنعان سپری کردهام، هنوز بوی پیراهن یوسف از دلم نمیرود.
دفتربرگ خزان راباغبان شیرازه بست
کاغذ باد است اوراق پریشانم هنوز
هوش مصنوعی: باغبانان، ورقهای خزان را جمع کرده و مرتب کردند، اما هنوز هم ورقهای پراکندهای دارم که به وزش باد وابستهاند.
صبح رادر پرده گوش گران آتش گرفت
عندلیب ایمان نمی آرد به افغانم هنوز
هوش مصنوعی: صبح که فرا میرسد، صدای دلنشینی در ذهنم طنینانداز میشود، اما به نظر میرسد کسی به حرفها و احساساتم توجه نمیکند و هنوز هم در تنهاییام غمگینم.
از گلاب صبح محشر خواب مخمل تلخ شد
فکر بالین میکندبخت گران جانم هنوز
هوش مصنوعی: از عطر و رایحه صبح بیدار شدم و احساس تلخی در خوابم باقی مانده است، در حالی که سرنوشت سنگین و دشوار من هنوز به فکر من است.
آخر ای عمر سبکرو اینقدر تعجیل چیست ؟
گرد راه از خود نیفشانده است دامانم هنوز
هوش مصنوعی: در پایان عمر، چرا اینقدر عجله داری؟ من هنوز دامانم را به گرد راه نگذاشتهام.