برگردان به زبان ساده
با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز
از خرامش بوی گل مدهوش می گردد هنوز
هوش مصنوعی: با آمدن قیامت، قامت او هنوز هم به زیبایی خود ادامه میدهد و همچنان از حرکاتش بوی گل فریبندهای حس میشود.
از نگاه تلخ، بادامش همان دل می گزد
زهر در دنباله ابروش می گرددهنوز
هوش مصنوعی: نگاه تلخ و تند او باعث میشود که دلم از درد و زهر عشقش احساس رنج کند و هنوز هم تصویر او در ذهنم باقی مانده است.
کم نشد از خط حجاب روی چون برگ گلش
از نگاه گرم شبنم پوش می گردد هنوز
هوش مصنوعی: حجاب روی او همچنان کمتر نمیشود، مانند برگ گل که به خاطر سرما و شبنم هنوز پوشیده میماند و در معرض نگاه نیست.
در پی طوطی نهان شد گرچه تنگ شکرش
خانه ها از خنده اش پر نوش میگردد هنوز
هوش مصنوعی: اگرچه طوطی در مخفیگاه خود به سر میبرد و خانهها از شیرینی صدای او لبریز شده و شادمانی را به ارمغان میآورند، اما همچنان نوشیدنیهای خوش طعم را به ما ارائه میدهد.
سرمه خط پرده گویایی چشمش نشد
شرم گرد آن لب خاموش می گردد هنوز
هوش مصنوعی: چشم او به اندازهای زیباست که حتی سرمهاش هم نمیتواند به روشنی او اشاره کند. آن لب ساکت و بیصدا هنوز هم در اطرافش شرمگین است.
لطف اندامش همان می پرورد خمیازه را
سرو او پیرایه آغوش می گردد هنوز
هوش مصنوعی: شکل و زیبایی اندام او به مانند لطافت و جذابیت، خواب و کسالت را به وجود میآورد. قد بلندش همچنان در آغوشش زینت میبخشد و همچنان جذاب و دلربا است.
گرچه از خط شد لب میگون اوپا دررکاب
از شرابش سینه ها پرجوش می گردد هنوز
هوش مصنوعی: هرچند که لبهای او به سبب نوشیدن شراب دچار تغییراتی شدهاند، اما با این حال وجود شراب در دلها باعث سرزندگی و شادی میشود.
چون سبو صدخانه عقل است ازو زیروزبر
گرچه از طفلی سوار دوش می گردد هنوز
هوش مصنوعی: عقل انسان مانند یک ظرف بزرگ است که دارای صد خانه برای افکار و یادگیریهاست. اگرچه از دوران کودکی به آموزش و درک امور میپردازد، اما هنوز هم در حال یادگیری و تجربه کردن است.
گرچه از کیفیت حسنش اثر نگذاشت خط
صائب از یاد لبش مدهوش می گردد هنوز
هوش مصنوعی: هرچند که زیبایی او به قدری عمیق و تاثیرگذار است که خط صائب را فراموش کرده، اما هنوز لبانش آدم را شگفتزده و تحت تأثیر قرار میدهد.