برگردان به زبان ساده
ای زلفت از کمند تمنابلند تر
مژگان ز زلف و زلف ز بالا بلندتر
هوش مصنوعی: زلف تو از کمند امیدها بلندتر است و مژگان تو از زلف و زلف نیز از بالا بلندتر.
هر چند عمر رشته شود کوته از گره
زلف تو شد ز عقده دلها بلندتر
هوش مصنوعی: هرچند عمر ما کوتاه میشود، اما گره زلف تو باعث شده که رشته دلهایمان به اندازهای بلند و عمیق باشد که از مشکلات و غمها فراتر رود.
از سر هوای عشق به سعی سفر نرفت
این شعله شد ز دامن صحرا بلندتر
هوش مصنوعی: از عشق و تمایل، تلاش برای سفر نکرده است و این شور و شعله، از دامن بیابان به آسمان رفته است.
هرگز گلی به سر نزدم از ریاض وصل
پیوسته بود دست من از پا بلندتر
هوش مصنوعی: هرگز به خودم زینت ندادم، چون همیشه در حال وصال محبوب بودم و نسبت به او، احساس نزدیکی و بلندی داشتم.
در تنگنای قطره بسر چون برد کسی؟
با مشربی ز گردن مینا بلندتر
هوش مصنوعی: در شرایط دشوار، آیا کسی میتواند از محدودیتهای خود فراتر برود؟ در حالی که حالتی از دلبرانه بودن و زیبایی در شخصیت او وجود دارد که به خوبی قابل مشاهده است.
هر چند نارسایی طالع فزون شود
گردد زبان عرض تمنا بلندتر
هوش مصنوعی: با اینکه ناامیدی و بدشانسی بیشتر میشود، اما درخواست و درخواستکردن بیشتر میشود.
پوشیده است یوسف ما از فریب ناز
پیراهنی ز دست زلیخا بلندتر
هوش مصنوعی: یوسف ما به طرز ماهرانهای از فریب و نیرنگی که به واسطه زلیخا در کار است، محافظت میکند و این محافظت او از همه چیزهایی که زنان با ناز و زیبایی میسازند، بیشتر است.
شد دام زیر خاک ز گرد و غبار خط
زلفی که بود از شب یلدا بلندتر
هوش مصنوعی: به دلیل غبار و کثیفی که از خط زلف معشوق بر زمین افتاده، زمین زیر خاک به دام افتاده و این خط زلف به قدری بلند است که حتی از شب یلدا هم بیشتر میرسد.
تا چند خاکمال اسیران دهی، بس است
خطت شد از غبار دل ما بلندتر
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی به افرادی که در بند هستند، بیمحلی کنی؟ دیگر بس است، دیگر اثر غبار دل ما از نوشتههای تو فراتر رفته است.
صائب شکست اگر چه بود سرمه صدا
شد از شکست دل سخن ما بلندتر
هوش مصنوعی: اگرچه صائب در شکست و ناکامی چیزی کم ندارد، اما صدای دلتنگی و غم او در مقایسه با این شکست، بلندتر و گویاتر است.