برگردان به زبان ساده
از بوسه ظلم بر رخ جانان روا مدار
سیلی به روی یوسف کنعان روا مدار
هوش مصنوعی: تجلی عشق و زیبایی را نادیده نگیر و مراقب باش که به آن آسیب نرسانی؛ چرا که دلیلی برای آزار زیباییهای ناب وجود ندارد.
جان چیست تا نثار کنی در طریق عشق ؟
این گرد را به دامن جانان روا مدار
هوش مصنوعی: جان چه ارزشی دارد که برای عشق فدا شود؟ این خاک و غبار را به پای محبوب نریز.
در بارگاه عشق مبر زهد خشک را
پای ملخ به بزم سلیمان روا مدار
هوش مصنوعی: در محفل عشق، به زهد بیاحساس و بیروح نیاز نیست. ورود موجودات کوچک و بیارزش را در مهمانی بزرگ سلیمان نپذیر.
دستی که دامن تو گرفته است بارها
زین بیشتر به چاک گریبان روا مدار
هوش مصنوعی: دستنگهدار که این دستی که دامن تو را گرفته، بارها از این وضعیت بدتر را تجربه کرده و شایسته نیست که آن را به حال خود رها کنی.
چشم مرا که ره به شبستان زلف داشت
در پیچ و تاب خواب پریشان روا مدار
هوش مصنوعی: چشم من که به خاطر زیبایی موی تو در خواب و رویا گرفتار شده، بیدلیل و بیملاحظه نگردان.
در قتل من لبان می آلود خویش را
زین بیش در شکنجه دندان روا مدار
هوش مصنوعی: در هنگام کشتن من، لبهایت را به خون آغشته نکن و بیش از این در عذاب دادن من سنگدل نباش.
احرام طوف دامن پاک تو بسته است
خون مرابه خار مغیلان روا مدار
هوش مصنوعی: ای دامن پاک تو، همچون احرامی است که مرا در طواف خود گرفته و از این رو، من را به خاطر خونم به خارهای مغیلان مبتلا نکن.
ای عشق، بی گناه چو یوسف دل مرا
گاهی به چاه و گاه به زندان روا مدار
هوش مصنوعی: ای عشق، تو که بیگناهی و مانند یوسف، دل مرا گاهی به چاه و گاهی به زندان نبر.
بگشای چشم من چو فکندی سرم به تیغ
زین بیش ظلم برمن حیران روا مدار
هوش مصنوعی: چشمانم را باز کن، زیرا وقتی که سرم را به تیغ میسپاری، دیگر بیشتر از این بر من ظلم نکن و در حیرتم نگذار.
واکن گره ز غنچه دل از نسیم لطف
این عقده را به ناخن و دندان روا مدار
هوش مصنوعی: دل را همچون غنچه ای تصور کن که باید باز شود. نسیم لطف به آن میوزد و میتواند کمک کند تا این غنچه شکوفا شود. اما این کار را نباید به زور یا با بیحوصلگی انجام داد؛ بلکه باید با آرامش و محبت پیش رفت تا دل به آرامی باز شود.
بر عاجزان ستم نه طریق مروت است
بر دوش درد، منت درمان روا مدار
هوش مصنوعی: بر انسانهای ضعیف ظلم نکن، زیرا این کار نشانهی جوانمردی نیست. بر افرادی که در رنج و درد هستند، منت نگذار و از آنها انتظار نداشته باش که شکرگذار باشند.
در بزم باده راه مده هوشیار را
این خار خشک را به گلستان روا مدار
هوش مصنوعی: در مجالس نوشیدن، به افراد هوشیار اجازه ندهید، چرا که نباید کسی را که میتواند افکارش را درست بسنجد، به جایی ببرید که مناسب نیست و در آنجا نتواند خوشیها را تجربه کند.
از شور عشق، داغ مرا تازه روی کن
دلجویی مرا به نمکدان روا مدار
هوش مصنوعی: از شوق عشق، زخمهایم را تازه کن و در دلجویی از من، مرا با آزردگی بیشتر مواجه نکن.
عیش جهان ز گریه من تلخ می شود
این شمع را به هیچ شبستان روا مدار
هوش مصنوعی: زندگی در این دنیا به خاطر گریه و غم من تلخ و ناخوشایند میشود؛ بنابراین، این شمع را در هیچ مکانی نگذارید که زینتبخش آنجا باشد.
صائب ز قید عقل دل خویش را برآر
این طفل شوخ را به دبستان روا مدار
هوش مصنوعی: دل خود را از محدودیتهای عقلانی رها کن و به این کودک بازیگوش نگذار، که او را به مدرسه بفرستی.