برگردان به زبان ساده
چشم مارا صبح پیری شد شکر خواب دگر
قامت خم شد کمند عمر را تاب دگر
هوش مصنوعی: چشم من در صبح پیری به خواب شیرینی دچار شده و دیگر قد و قامت من خمیده است و توان زندگی، دیگر تاب ندارد.
خواب غفلت خانه در چشم گرانجانی که کرد
می شود شور قیامت پرده خواب دگر
هوش مصنوعی: اگر کسی در خواب غفلت به سر ببرد، در چشمان او که گرانبهاست، هیچ چیز نمیتواند جلوی شور و شگفتی روز قیامت را بگیرد. خواب دیگری نمیتواند او را از این واقعیت دور کند.
از دل چاک است ما را قبله حاجت روا
رو نمی آریم هر ساعت به محراب دگر
هوش مصنوعی: ما به خاطر دل شکستهامان به سوی معشوق نیازمند نمیرویم و هر لحظه به مکان دیگری برای دعا و نیایش نمیرویم.
شسته ایم از عالم اسباب ما هرچند دست
حلقه بر در می زند هر لحظه سیلاب دگر
هوش مصنوعی: ما از دنیا و وسایل و اسباب مادی جدا شدهایم، هرچند که هر لحظه مشکلات و چالشهای جدیدی به سراغمان میآید.
گرچه پیری قامت ما را کمان حلقه ساخت
بهر سرگردانی ماگشت گرداب دگر
هوش مصنوعی: هرچند که سن و سال ما ما را به شکلی خمیده کرده و به نوعی پریشانحال شدهایم، اما زندگی هنوز چرخشها و دگرگونیهای خود را دارد.
گرچه پیری برد گیرایی ز دست اختیار
هر سرمو گشت برتن نبض بیتاب دگر
هوش مصنوعی: هرچند پیری باعث کاهش توانایی و قدرت انتخاب میشود، اما هنوز در هر لحظهای که احساس میکنم، به شدت احساس زندگی و هیجان میکنم.
گرچه در جمعیت اسباب پریشانی است جمع
می پرد چشمم همان در جمع اسباب دگر
هوش مصنوعی: هرچند که در میان شلوغی و حواشی اطراف، دل شلوغ و ناآرام است، اما نگاهی که به دور و بر دارم، بر چیز دیگری متمرکز است.