برگردان به زبان ساده
از مستی چشم تو چه تقریر توان کرد
این خواب نه خوابی است که تعبیر توان کرد
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت چشمان تو نمیتوان سخن گفت. این خواب که در آنم، خواب عادی و قابل توضیحی نیست که بتوان آن را تعبیر کرد.
با دل نگرانی چه قدر راه توان رفت
با پای گرانخواب چه شبگیر توان کرد
هوش مصنوعی: با دل نگران نمیتوان خیلی دور رفت و با پاهای سنگین خوابآلود هم نمیتوان در شب به راحتی پیش رفت.
کوته بود از ساده دلان خامه تکلیف
بر صفحه آیینه چه تحریر توان کرد
هوش مصنوعی: از دلهای ساده و بیآلایش، نمیتوان انتظار داشت که در آئینه، نوشتهای پیچیده و دشوار بهجا بگذارند.
شیرازه سیلاب نگردد خس و خاشاک
ما را چه خیال است که زنجیر توان کرد
هوش مصنوعی: اگر سیلاب بشود، دیگر توجهی به خس و خاشاک نخواهیم کرد. پس چه خیالهایی داریم که فکر میکنیم میتوانیم به زنجیر درآییم؟
می شبنم تلخ است و جگر ریگ روان است
از باده محال است مرا سیر توان کرد
هوش مصنوعی: شبی را که مینوشم، تلخ و غمانگیز است و دلم مثل ریگی روان و بیقرار است. از نوشیدن شراب، هرگز نمیتوانم سیر شوم.
گر جوشن تسلیم بود خواب فراغت
در کام نهنگ و دهن شیر توان کرد
هوش مصنوعی: اگر لباس تسلیم بر تن داشته باشی، میتوانی در آرامش و راحتی زندگی کنی، حتی در ماجرای بزرگ و خطرناک مثل دست و پنجه نرم کردن با نهنگ یا شیر.
چون اهل دلی نیست درین غمکده صائب
درد دل خود را به که تقریر توان کرد
هوش مصنوعی: در این دنیای پر از غم، چون کسی وجود ندارد که دلش به حال دیگران بسوزد، صائب نمیداند درد و رنج خود را با چه کسی در میان بگذارد.