برگردان به زبان ساده
دل را چه خیال است به می شاد توان کرد
این غمکده ای نیست که آباد توان کرد
هوش مصنوعی: دل چه سودایی دارد که با نوشیدن شراب شاد شود؟ این دنیای غمآلود جایی نیست که بتوان آن را سامان داد و آباد کرد.
گر دامن وحشت ادب عشق نگیرد
خون در دل بیرحمی صیاد توان کرد
هوش مصنوعی: اگر عشق نتواند ترس را مهار کند، خون جفا در دل باعث میشود که شکارچی، بیرحمی کند.
معذور بود هر که فراموش کند از من
وحشی تر ازانم که مرا یاد توان کرد
هوش مصنوعی: هر کسی که مرا فراموش کند، قابل بخشش است، زیرا من آنقدر وحشی و سرکش هستم که هیچکس نتواند مرا به یاد آورد.
از ناله جرس را نگشاید گره دل
دل چون تهی از درد به فریاد توان کرد
هوش مصنوعی: نالهی زنگ، نمیتواند دل را باز کند، چرا که زمانی که دل از درد خالی باشد، میتواند به فریاد برسد.
هرگز نشود تیر کج از زور کمان راست
ما را چه خیال است که ارشاد توان کرد
هوش مصنوعی: هرگز تیر کج از قدرت کمان ما خارج نمیشود. ما چه خیالی داریم که بتوانیم دیگران را هدایت کنیم.
چون شعله خس نیم نفس بیش نباشد
از مستی اگر وقت خوش ایجاد توان کرد
هوش مصنوعی: اگر حالتی از شوق و خوشحالی در دل وجود نداشته باشد، مانند شعلهی کوچکی از خس و خاشاک، نمیتوان از مستی لذت برد. اما اگر زمان مناسبی برای شادابی و خوشحالی به وجود آید، میتوان بالطبع به شادابی و نشاط دست یافت.
از فکر کنی خالی اگر شیشه دل را
از ذکر خدا پر ز پریزاد توان کرد
هوش مصنوعی: اگر دل را از یاد خدا خالی کنی، مانند شیشهای خواهد بود که اگر پر از یاد و ذکر خدا نشود، نمیتواند از پریشانی و افکار منفی رها شود.
فریاد که در سینه من بر سر هم غم
چندان نفتاده است که فریاد توان کرد
هوش مصنوعی: خودم را به شدت تحت فشار احساس میکنم و غمهای زیادی در درونم جمع شدهاند که دیگر نمیتوانم از عذاب و درد آنها فریاد بزنم.
دل نیز خنک می شود از آه سحرگاه
صائب اگر آتش خمش از باد توان کرد
هوش مصنوعی: دل در صبح سحر با آه و اندوهی که برمیآید، آرامش پیدا میکند، اگر بتواند آتش ناراحتیاش را با نسیم ملایمی خاموش کند.