برگردان به زبان ساده
از بهر دل چه رنج عبث سینه می برد
آیینه دان چه فیض ز آیینه می برد
هوش مصنوعی: به خاطر دل چه درد بیهودهای را تحمل میکند، آیا میدانی که آیینه چه نعمتی از خود به نمایش میگذارد؟
از مشک خود فروش بگیرید نافه را
این خام عرض خرقه پشمینه می برد
هوش مصنوعی: از بوی خوش مشک خودتان استفاده کنید تا عطر و بوی نافه را به دست آورید، زیرا این چادر پشمی خام حال و هوای خاصی را منتقل میکند.
دل را سینه مساز که حسن غریب او
از دل غمی به صحبت آیینه می برد
هوش مصنوعی: دل را به خود درگیر نکن، چرا که زیبایی خاص او از دل غمگین، به همراهی آینه میآید.
در سنگ خون لعل ز شرم تو آب شد
گوهر عبث پناه به گنجینه می برد
هوش مصنوعی: در اثر شرم تو، سنگی که لعل خونین داشت، به آب تبدیل شد و این زیبایی بیفایده به گنجینهای از میپیوندد.
ذوق شب وصال تو ای مایه نشاط
از یاد کودکان شب آدینه می برد
هوش مصنوعی: شادی و لذت ناشی از بودن با تو، ای منبع شادمانی، مرا به یاد کودکان در شبهای جمعه میاندازد.
در حشر سر ز خانه زنبور برکند
هرکس به خاک سینه پرکینه می برد
هوش مصنوعی: در روز قیامت، هر کسی که دلی پر از کینه و دشمنی داشته باشد، از خانه خود خارج شده و به سمت خاک سینه خود میرود.
صائب غم لباس به تن پروران گذار
در زیر یک نمد بسر آیینه می برد
هوش مصنوعی: ناراحتی و غم را بپوشان و با آرامش در زیر یک پناهگاه در کنار آینه به تفکر بپرداز.