برگردان به زبان ساده
چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شود
مرا به خنده شادی دهان گشاده شود
هوش مصنوعی: هر کسی که در این باغ گل شکوفا شود، همچون غنچهای که میگشاید، مرا به خنده و شادی وامیدارد.
ز تنگ گیری گردون مدار دل را تنگ
که دل گشاده چو گردد جهان گشاده شود
هوش مصنوعی: از تنگی و سختیهای زندگی دلت را گرفته نکن، زیرا وقتی که دل انسانی آزاد و گشاده باشد، جهان نیز برای او باز و وسیع خواهد شد.
به روی دولت بیدار در مبند از خواب
که وقت صبح در آسمان گشاده شود
هوش مصنوعی: به روی فرصتهای تازه و بیداری، از خواب غفلت بیرون نیا و نگذار که صبح نزدیک در آسمان نمایان شود.
گرفتم این که کند رخنه در فلک آهم
ز رخنه های قفس دل چسان گشاده شود
هوش مصنوعی: من این را فهمیدم که چگونه آوای من میتواند از مرزهای آسمان عبور کند، در حالی که چگونه میتوان قفس دل را گشود.
نچیده گل ز طرب خرج روزگار شدم
چو غنچه ای که به فصل خزان گشاده شود
هوش مصنوعی: من همچون گلی هستم که به خاطر شادی و خوشحالی، خوشبختی را از دست دادهام و در واقع به مانند غنچهای هستم که در فصل پاییز شکوفا میشود.
چو ماه عید به انگشت می نمایندش
اگر به خنده لبی در جهان گشاده شود
هوش مصنوعی: ماه عید را با انگشت نشان میدهند، اگر لبخندی بر لب کسی بیفتد، دنیای دیگری به وجود میآید.
به دوستان چه شکایت کنم ز تنگدلی
ازین چه به که دل دشمنان گشاده شود
هوش مصنوعی: از چه چیزی به دوستانم شکایت کنم از اینکه در تنگدستی و ناراحتی هستم، بهتر است که دل دشمنانم شاد و خوشحال نشود.
کجاست فرصت وکو جرأت سخن صائب
گرفتم این که گره از زبان گشاده شود
هوش مصنوعی: فرصت و جرأت برای بیان کردن سخن درست کجا است؟ من خواستار این هستم که بتوانم این گره را از زبانم باز کنم و به راحتی صحبت کنم.