برگردان به زبان ساده
اگر نه چشم من آن دلنواز باز کند
مرا ز هر دو جهان کیست بی نیاز کند
هوش مصنوعی: اگر چشم محبوبم به من نگاهی بیندازد، هیچ چیز در این دنیا نمیتواند به من کمک کند که بینیاز شوم.
میان نازک او را نگاه موی شکاف
مگر به پیچ وخم از زلف امتیازکند
هوش مصنوعی: در نگاه لطیف او، چطور میتوان شکاف مویی را دید که به نحوی از پیچ و خمهای زلفش تمایز قائل شود؟
فغان که چشم بد آفتاب کم فرصت
امان نداد به شبنم که چشم باز کند
هوش مصنوعی: آه که نگاه بد چشم خورشید، فرصت را از شبنم گرفت و اجازه نداد که او چشمش را باز کند.
حیا مدار توقع ز آتشین رویی
که همچو شمع زبان در دهان گاز کند
هوش مصنوعی: انتظار نداشته باش که از زیباییهای جذاب و داغ او شرم و حیا داشته باشی، زیرا او همانند شمعی است که در آتش خود ذوب میشود و زبانش را در دندان میفشارد.
چه فتنه ها کند آن چشم شوخ در مستی
که کار رطل گران وقت خواب ناز کند
هوش مصنوعی: آن چشم بازیگوش در حال مستی چه آشوبهایی به پا میکند، مانند این که وقتی در حال خواب ناز است، سنگینی رطل طلا را نیز در بر دارد.
گهر به رشته بینش ز هر نگاه کشد
به عبرت آن که درین پرده چشم باز کند
هوش مصنوعی: هر کسی با توجه به دیدگاه خود میتواند از هر نگاه و تماشا، درسی بگیرد و عبرتی بیاموزد، به شرطی که در این واقعیتها و معانی عمیق، چشم خود را باز کند.
جبین گشاده به سایل کسی که برنخورد
به روی دولت ناخوانده در فراز کند
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به شخصی که با افتخار و ادب به کسی که به او برای رسیدن به قدرت یا موفقیت کمک نکرده است، سر فرود میآورد. در واقع، این بیانگر این است که او بدون اینکه بر سرمنزلت و جایگاه خود تکیه کند، حاضر است به سائل یا درخواستی توجه کند. همچنین به این نکته اشاره دارد که برای دستیابی به موفقیت و قدرت، نیازی به زیر پا گذاشتن اصول و ارزشها ندارد.
بغیر مهر خموشی که می فزاید عمر
که دیده است گره رشته را دراز کند
هوش مصنوعی: به جز عشق و محبت که باعث طول عمر میشود، کسی ندیده است که چطور میتوان یک رشته را بیشتر از طول طبیعیاش کشید.
نشد گشایشی از زلف و خط مگر صائب
تمام کار من آن چشم نیم باز کند
هوش مصنوعی: هیچ گشایشی از زلف و خط خوب ات حاصل نشد، ولی امیدوارم آن چشم نیمه باز تو تمام کارهای من را بهبود بخشد.