برگردان به زبان ساده
مرا شکستگی پا به آن جناب رساند
فتادگی سر شبنم به آفتاب رساند
هوش مصنوعی: من به خاطر آسیب دیدن پاهایم نتوانستم به او برسم، در حالی که سرم به زمین افتاده است و به مثل شبنم در برابر خورشید ذوب میشود.
ندوختم نظر از آفتاب عارض او
اگر چه خانه چشم مرا به آب رساند
هوش مصنوعی: من نگاه خود را از تابش صورت او برنبستم، هرچند که نورش چشمانم را به اشک واداشت.
همان که شست ز خاط جواب نامه من
هزاره نامه ننوشته را جواب رساند
هوش مصنوعی: کسی که از یاد من نامهام را نادیده گرفت، بهراستی به نامههای بیپاسخ دیگران نیز پاسخ میدهد.
زهر که گرد برآورد آن سبک جولان
ز راه لطف به پابوس آن رکاب رساند
هوش مصنوعی: هر که زهر و کینهای در دل داشته باشد، میتواند با نیکی و محبت به کسی که به او احترام میگذارد، نزدیک شود و خود را به او برساند.
زگریه قطع نظر چون کنم در این گلشن
که چشم تر سرشبنم به آفتاب رساند
هوش مصنوعی: در این باغ پرنعمت، چگونه میتوانم از گریه و اندوه خود چشمپوشی کنم، وقتی که این اشکهای من به زیبایی و روشنایی روز میافزاید؟