برگردان به زبان ساده
دل گشاده من گلستان من باشد
سراب من نفس خونچکان من باشد
هوش مصنوعی: دل باز و آزاد من مانند یک گلستان است و تمام آرزوها و خوابهای من در آنجا وجود دارد. نفسهایی که برمیزنم، یادآور حسرتها و دردهای من است.
به شرح حال به حرف احتیاج نیست مرا
که بوی سوختگی ترجمان من باشد
هوش مصنوعی: من نیازی به توضیحات و حرف زدن درباره حال خود ندارم، چون بوی سوختگی نشانه و بیانگر وضعیت من است.
لب سؤال به آب حیات تر نکنم
اگر عقیق لبت در دهان من باشد
هوش مصنوعی: اگر لبی که مانند عقیق زیباست در دهان من باشد، دیگر نیازی ندارم تا سؤالاتم را با آب حیات سیراب کنم.
به بال کاغذی از بحرآتشین گذرم
حمایت تو اگر پاسبان من باشد
هوش مصنوعی: اگر حمایت تو در کنار من باشد، از موانع سخت و خطرات میگذرم و مانند پرندهای بر روی کاغذی سبک از میان آتشها عبور میکنم.
نیم زشیشه دلان کز عتاب اندیشم
که حرف سخت تو رطل گران من باشد
هوش مصنوعی: من نگرانم که اگر دلهای شکننده را بشکنم، نتیجه صحبتهای ناپسند تو برای من به اندازه یک بار سنگین باشد.
زنارسایی طالع به خاک می افتد
اگر خدنگ قضا در کمان من باشد
هوش مصنوعی: اگر مقدر نباشد، سرنوشت نامساعد به زمین میافتد، اما اگر اراده و برنامه من در کار باشد، این سرنوشت تغییر میکند.
چو زلف سایه بالش فتد شکسته به خاک
اگر غذای هما استخوان من باشد
هوش مصنوعی: وقتی زلف سایهاش بر بالشم بیفتد و بر زمین بشکند، حتی اگر غذای پرندهی بزرگ، استخوان من باشد.
ز بوی گل نفسم گلستان شود صائب
اگر نسیم سحر مهربان من باشد
هوش مصنوعی: وقتی بوی گل را استشمام میکنم، جانم شاد میشود و مثل یک باغ سرسبز پر از گل میشود، به شرطی که نسیم صبحگاهی با مهربانی در کنارم باشد.