برگردان به زبان ساده
مرا که سایه خم سایه کمر باشد
چه احتیاج به سرسایه دگر باشد
هوش مصنوعی: من که سایهام خود به خود خم است و مانند کمر میباشد، چه نیازی به سایهای دیگر دارم؟
عطای دوست بود بی دریغ بخش ارنه
سری کجاست که لایق به دردسرباشد
هوش مصنوعی: دوستی اگر به ما هدیهای بدهد بدون هیچ شرطی، جایگاه چیست که شایستهی تحمل درد و رنج باشد؟
زسیل حادثه از جا روند بیجگران
کمند وحدت ما موجه خطر باشد
هوش مصنوعی: از سیل حوادث، بیجا و بیخبر، افرادی هستند که به وحدت ما آسیب میزنند و این خطر ما را تهدید میکند.
همیشه عشق زتردامنان در آزارست
بلای چشم بود هیزمی که تر باشد
هوش مصنوعی: عشق همیشه از عذاب و رنج حاصل میشود و بلای چشم، مانند هیزم تر، آتشزا و مشکلساز است.
مرا از آن سفر بیخودی خوش آمده است
که بی نیاز ز تمهید همسفر باشد
هوش مصنوعی: من از آن سفر پر از خودآگاهی خوشحالم که در آن نیاز به آمادهسازی و برنامهریزی برای همسفر ندارم.
شراب تلخ به اندازه خورکه خون در رگ
زاعتدال چو بگذشت نیشتر باشد
هوش مصنوعی: شراب تلخ به اندازه ای که مانند خون در رگ ها جریان دارد، اگر از حد تعادل خارج شود، به ومی باشد که دردناک و آسیب رسان است.
کنم درست کدامین شکسته خود را
مرا که دست ودل از هم شکسته تر باشد
هوش مصنوعی: کدام مشکل خود را درست کنم، زمانی که خودم از همه بیشتر در تردید و آشفتگی هستم؟
به قبض وبسط مرا صائب اختیاری نیست
گشاد و بست من از عالم دگر باشد
هوش مصنوعی: من در کنترل و انتخاب حالات خود نیستم، باز و بسته شدن وضعیت من به دنیای دیگری بستگی دارد.