برگردان به زبان ساده
مرا ز خویش کی آن غنچه لب جدا می کرد؟
به حرف و صوت اگر شوقم اکتفا می کرد
هوش مصنوعی: شکوفه لب من را از خودم جدا نمیکرد. اگر شوق من فقط به کلام و صدا محدود میشد.
اگر به دیده من یار خویش را می دید
به روزگار من خسته دل چها می کرد
هوش مصنوعی: اگر محبوب من را با چشم خود می دید، در روزگار سختی که من در آن هستم، چه کاری می کرد؟
نخست طاقت دیدار کاش می بخشید
ز من کسی که تمنای رونما می کرد
هوش مصنوعی: ای کاش کسی بود که درد انتظار دیدار را از من میزدود و به من آرامش میداد.
خبر نداشت که بر خاک نقش خواهد بست
مرا کسی که ز خاک درش جدا می کرد
هوش مصنوعی: کسی که مرا از خاک جدا میکرد، نمیدانست که نام و یاد من بر روی این زمین باقی خواهد ماند.
ز جغد، ناز پریزاد می کشد امروز
سری که سرکشی از سایه هما می کرد
هوش مصنوعی: امروز، جغد ناز و زیبای پری را به همراه دارد که قبلاً خود را از سایه پرنده خوشبخت و بزرگی پنهان میکرد.
نظر ز روی عجوز جهان نمی بستم
اگر به دیدن او خنده ام وفا می کرد
هوش مصنوعی: اگر نمیدیدم چهرهی پیر و خستهی دنیا را، به خاطر خندهای که از دیدارش نصیبم میشد، دلم نمیخواست بر روی او بیندازم.
نصیبی از کرم وجود، بحر اگر می داشت
چرا صدف دهن خود به ابر وا می کرد؟
هوش مصنوعی: اگر وجود انسان سهمی از بخشندگی و خیر داشته باشد، پس چرا صدف، که میتواند دریا را در خود جای دهد، دهنش را به ابر نمیگشاید؟
نبود نور بصیرت به چشم صائب را
وگرنه دامن فرصت کجا رها می کرد؟
هوش مصنوعی: اگر چشم صائب روشنایی بصیرت داشت، هرگز فرصتها را رها نمیکرد.