برگردان به زبان ساده
سبکروی که ز سرپا نمی تواند کرد
سفر چو قطره به دریا نمی تواند کرد
هوش مصنوعی: کسی که از نظر جسمی و ذهنی ناتوان است، نمیتواند در راههای دشوار سفر کند. مانند قطرهای که نمیتواند به دریا ملحق شود.
ز بس که منفعل از کرده های خویشتن است
فلک نگاه به بالا نمی تواند کرد
هوش مصنوعی: فلک به حدی از اعمال خود ناراحت و پشیمان است که حتی نمیتواند به آسمان نگاه کند.
کسی که سیر پریخانه قناعت کرد
نظر به شاهد دنیا نمی تواند کرد
هوش مصنوعی: کسی که به满意ت و قناعت خود را مشغول کرده، نمیتواند به زیباییها و جاذبههای دنیوی توجه کند.
کسی که در دل ما جای خویش وا نکند
دگر به هیچ دلی جا نمی تواند کرد
هوش مصنوعی: کسی که نتواند در دل ما جایی برای خود پیدا کند، دیگر نمیتواند در دل هیچ کس دیگری هم جایی داشته باشد.
چنان ز ناله بلبل فضای باغ پرست
که غنچه بند قبا وا نمی تواند کرد
هوش مصنوعی: به قدری صدای ناله بلبل در فضای باغ دلخراش است که حتی غنچهها نیز نمیتوانند دکمههای لباس خود را باز کنند.
به کام هرکه کشیدند شهد خاموشی
لب از حلاوت آن وا نمی تواند کرد
هوش مصنوعی: هر کسی که طعم شیرین سکوت را چشیده باشد، نمیتواند به راحتی از آن دست بکشد و لبهایش را بکشد.
مسیح اگرچه کند زنده مرده را صائب
علاج درد دل ما نمی تواند کرد
هوش مصنوعی: اگرچه مسیح میتواند مردگان را زنده کند، اما او نمیتواند درد دل ما را درمان کند.