برگردان به زبان ساده
چگونه جان ز تنم هجر سینه تاب برد؟
من آن نیم که مرا در فراق خواب برد
هوش مصنوعی: چطور میتوانم تحمل کنم که از وجودم دوری کنم؟ من کسی هستم که در دوری تو خوابم میبرد.
ز روی کاتب اعمال شرم کن، تا کی
به نامه عملت حرف خورد و خواب برد؟
هوش مصنوعی: از روی نوشتههای اعمالت شرمنده باش، تا کی میخواهی نامهات پر از حرف و خواب باشد؟
زمان دولت تر دامنان سبکسیرست
کسی چه شکوه شبنم به آفتاب برد؟
هوش مصنوعی: در زمانی که برتری و قدرت مشتی افراد کمظرفیت است، چه کسی میتواند از زیبایی و درخشش شبنم در برابر آفتاب بگوید؟
من و جدایی ازان آستان، خدا نکند!
مگر ز بزم تو بیرون مرا شراب برد
هوش مصنوعی: من و دوری از آن خانقاه، نانوشتهاست که خدا نکند! مگر اینکه مرا از مهمانی تو بیرون ببرد شراب.
بغیر آه نداریم سینه پردازی
غبار تفرقه جغد از دل خراب برد
هوش مصنوعی: ما جز آه و نالهای در دل نداریم، که در میان این اختلافات و جداییها، دلمان از غبار و نابسامانی پاک شود.
فتاده است مرا کار با خودآرایی
کز آب آینه، از چشم، گرد خواب برد
هوش مصنوعی: من گرفتار زیبایی و دلفریبی خود شدهام، گویی که از انعکاس آب آینه، خواب در چشمانم پراکنده شده است.
کجاست قاصد از سرگذشته ای صائب؟
کز این غبار سجودی به آن جناب برد
هوش مصنوعی: کجاست کسی که خبر از گذشتههای دور به من بگوید؟ از این گرد و غبار که بر اثر سجده کردن بر آن فرستاده شده به آن مقام بلند برسم.