برگردان به زبان ساده
چه غم ز خاطر ما دیدنی برون آرد؟
چه خار از دل ما سوزنی برون آرد؟
هوش مصنوعی: چه دلیلی دارد که ما را نگران کند؟ چه درد و رنجی میتواند از دل ما خارج شود؟
مرا به گوشه عزلت کشید وحشت خلق
خوشا رهی که سر از مأمنی برون آرد
هوش مصنوعی: من را به گوشهای دور از جمعیت و مردم کشاند، خوش به حال کسی که از یک پناهگاه امن خارج شود و به راه خود ادامه دهد.
درین زمانه که امید دست چربی نیست
مگر چراغ ز خود روغنی برون آرد
هوش مصنوعی: در این زمانه، امیدی به نداشتهها نیست و تنها باید از درون خود نوری پیدا کنیم که روشنمان کند.
فغان که جاذبه عشق ماه کنعان را
امان نداد که پیراهنی برون آرد
هوش مصنوعی: آه، جاذبه عشق یار زیبای کنعان اجازه نداد که او حتی پیراهنش را بیرون بیاورد.
به آفتاب رسد همچو صبح صافدلی
که از جگر نفس روشنی برون آرد
هوش مصنوعی: کسی که از دل پاک و روشنش نور و روشنی به وجود میآورد، مانند صبحی است که به آفتاب نزدیک میشود.
چو دود هر که درین خاکدان به خود پیچد
امید هست سر از روزنی برون آرد
هوش مصنوعی: هر کس که در این دنیای فانی گرفتار شود، مانند دودی است که به دور خود میپیچد، اما همچنان امید دارد که روزی از یک روزنه خارج شود و رهایی یابد.
چو غنچه پاک دهانی سرآمدست اینجا
که سر به جیب برد گلشنی برون آرد
هوش مصنوعی: زمانی که گل و غنچه در حال شکوفایی هستند، در اینجا به پایان رسیدند و درختی که سر خود را در جیب خود پنهان کرده، اکنون شکوفههایش را به بیرون میآورد.
ز درد ما خبرش هست اندکی صائب
کسی که گوهری از معدنی برون آرد
هوش مصنوعی: کسی که از عمق درد و رنج ما آگاه است، مانند کسی است که بتواند جواهر نفیسی را از دل زمین استخراج کند.