برگردان به زبان ساده
به دیده آب اگر از آفتاب میگردد
دل از نظاره روی تو آب میگردد
هوش مصنوعی: اگر در آفتاب، آب به حالت تابش و تابخوردن دیده میشود، دل من هم از تماشای چهره تو به همین حالت درمیآید.
میی که چشم تو زان کاسهکاسه مینوشد
به یک پیاله سر آفتاب میگردد
هوش مصنوعی: شرابی که از نگاه تو در آن کاسه ریخته میشود، با یک پیاله میتواند به سرخی آفتاب تبدیل شود.
تو چون به جلوه درآیی، ز شرمساری سرو
ز طوق فاخته پا در رکاب میگردد
هوش مصنوعی: وقتی تو جلوهگری میکنی، سرو به خاطر شرمساری از تو، مانند فاختهای که در قفس است، سرش را به زیر میاندازد.
به غیر بوسه، که از سرگذشتگان دیگر
حریف آن لب حاضرجواب میگردد؟
هوش مصنوعی: غیر از بوسه، چگونه میتوان به یاد کسانی که گذشتهاند، با لبان سخنگو و حاضر جواب به گفتگو نشست؟
برآورند به رویش در بهشت به گل
میان ما و تو هرکس حجاب میگردد
هوش مصنوعی: در بهشت، به او نوید میدهند که میان ما و تو، هر کس که مانع ایجاد کند، به مانند گلی خواهد بود.
ز خط نشد دل سخت تو مهربان، ورنه
به چشم آینه زین دود آب میگردد
هوش مصنوعی: اگر دل تو سخت و بیرحم نمیبود، دودی که در آینه میبیند، نمیتوانست به این شکل تبدیل به آب شود.
مشو ز صبح بناگوش نوخطان غافل
که هر دعا که کنی مستجاب میگردد
هوش مصنوعی: از صبح زود غافل نشو، زیرا که هر دعایی که انجام دهی، پذیرفته خواهد شد.
سپند غیرت من پای میکند قایم
در آتشی که سمندر کباب میگردد
هوش مصنوعی: غیرت من مانند چوبی است که در آتش فرو میرود، آتش داغی که حتی سمندر هم در آن میسوزد.
مرا به آب رسد خانه شکیب و قرار
ز درد دیده هرکس پرآب میگردد
هوش مصنوعی: من در جستجوی آرامش و سکون هستم، اما درد و رنج باعث شده که حال هر کس همچون من پر از اشک و اندوه باشد.
فریب نعمت الوان چرا خورم صائب؟
مرا که خون به جگر مشک ناب میگردد
هوش مصنوعی: چرا باید به زیباییهای متنوع و فریبنده دنیا دلخوش باشم، در حالی که درد و رنجی عمیق در درونم وجود دارد که مثل خون در جگرم میجوشد؟