برگردان به زبان ساده
چشم دارم که مه نو سفرم باز آید
روشنی بخش چراغ نظرم باز آید
هوش مصنوعی: چشم انتظارم که ماه نو دوباره به سفرم بیاید و روشنی بخش چراغی که در دل دارم، دوباره درخشان شود.
چون صدف مشرق خمیازه شده است آغوشم
به امیدی که گرامی گهرم باز آید
هوش مصنوعی: چون صدف مشرق به خواب رفته است، من با امیدی در آغوشم منتظر بازگشت گوهری گرانبها هستم.
نفس پا به رکابم دم عیسی گردد
اگر آن مایه جانها ز درم باز آید
هوش مصنوعی: اگر بخواهم توصیف کنم، یعنی اگر من هم در حال حرکت و تلاش باشم، روح و جانم چنان زنده و پُر انرژی میشود که انگار از دم عیسی(ع)، که مظهر حیات و قدرت است، بهرهمند شدهام، اگر فقط آن چیزی که به زندگیها جان میدهد از من دور نشود.
به پر کاغذی از آتش هجران گذرم
نامه در دست اگر نامه برم باز آید
هوش مصنوعی: از دل سوختهام نامهای دارم که با آن میخواهم به عشق ورزم. اگر نامهام را به دستش برسانم، باز هم او به سوی من خواهد آمد.
به تماشای سر زلف تو عقل از سر من
نه چنان رفت که دیگر به سرم باز آید
هوش مصنوعی: زمانی که به تماشای موهای زیبای تو نشستم، آنقدر مجذوب شدم که دیگر نتوانستم به حالت قبلی خود برگردم و عقل از من afast شد.
صائب از عمر گرامی گروی می گیرم
اگر آن سرو خرامان ز درم باز آید
هوش مصنوعی: از عمر باارزش خود میگذرم اگر آن دختر زیبای نرمخوی به در خانهام بازگردد.