برگردان به زبان ساده
تا حیا سرمه کش نرگس جادوی تو بود
شبنم خلد نظر باز گل روی تو بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که حیا و شرم در دل نرگس زیبای تو وجود دارد، شبنم بهشت هم به صفای نگاه تو وابسته است و زیبایی تو مانند گلی درخشان جلوه میکند.
شعله شوخ ملاحت ز رخت می تابید
آب حیوان صباحت همه در جوی تو بود
هوش مصنوعی: شعلهی زیبا و جذاب چهرهات مانند نوری میدرخشد و آب حیات و زیبایی تو در هر جوی و مسیری جاری است.
چشم بر سرمه نمی کرد سیه، مژگانت
وسمه از طاق دل افتاده ابروی تو بود
هوش مصنوعی: چشمهای سیاه تو به سرمه نیاز ندارد، زیرا مژگان تو به قدری زیبا هستند که از دل من افتاده و به ابروی تو شکل دادهاند.
سرو برجسته بستان رعونت بودی
شاخ گل دست نشان قد دلجوی تو بود
هوش مصنوعی: در باغ، سرو بلند و زیبایی وجود دارد که به خاطر قامت زیبای تو به بلندای خود میبالد. شاخههای گل نیز نمادی از جذابیت و دلربایی تو هستند.
برق با آنهمه شوخی که جهان می سوزد
شرر مرده آتشکده خوی تو بود
هوش مصنوعی: با تمام خندهها و بازیهایی که دنیا دارد، باز هم شعلهای که بر دل تو میسوزد زائیدهی آتشکدهی وجود خود توست.
لب نهادی به لب ساغر و رفتی از دست
حیف ازان هیکل شرمی که به بازوی تو بود
هوش مصنوعی: تو لب خود را به لب جام گذاشتی و از من دور شدی. افسوس بر آن اندام زیبا که به بازوی تو تعلق داشت.