برگردان به زبان ساده
زنگ غفلت ز دل من نگران میخیزد
از زمین سبزهٔ خوابیده گران میخیزد
هوش مصنوعی: زنگ غفلت از دل من بلند میشود و مانند گیاهی که از زمین و در خواب سنگین برخیزد، در من نیز بیداری و آگاهی ایجاد میکند.
دیدهای آب ده از چهرهٔ گل چون شبنم
که دمادم نفس سرد خزان میخیزد
هوش مصنوعی: چشم تو مانند قطره اشکی از چهره گل مینوشد، همچون شبنم که لحظه به لحظه در هوای سرد پاییز خود را نشان میدهد.
عیش در کوی مغان بر سر هم ریخته است
پیر ازین خاک طربخیز جوان میخیزد
هوش مصنوعی: در محله مغان، شادی و خوشی به اوج رسیده است و از این خاک، جوانی شاداب و سرزنده به وجود میآید که نشاط و خوشی را به ارمغان میآورد.
عاشق و شکوهٔ معشوق، خدا نپسندد!
سبزه از تربت من بسته زبان میخیزد
هوش مصنوعی: عاشقان و زیبایی معشوق، خدا نمیپسندد که از زمینی که من در آن آرام خوابیدهام، سبزی و جوانهای برخیزد.
اثر آه من از سینهٔ افلاک بپرس
گرد این تیر سبکرو ز نشان میخیزد
هوش مصنوعی: تأثیر ناله و آه من را از آسمان بپرس. این تیر سبک که در مسیرش قرار دارد، از رد و نشان من برمیخیزد.
اثر ظلم محال است به ظالم نرسد
ناله پیش از هدف از پشت کمان میخیزد
هوش مصنوعی: عواقب ظلم همیشه به خود ظالم برمیگردد و نالههای مظلوم پیش از رسیدن به هدف، مانند تیر از کمان به پرواز درمیآید.
با دل سوخته خوش باش که در محفل عشق
از سپندی که نسوزند فغان میخیزد
هوش مصنوعی: با دل شکسته و سوخته شاد باش، چرا که در جمع عاشقان، از آتش وجود کسانی که نمیسوزند، صدای ناله و فریاد به گوش میرسد.
رایت قافلهٔ عشق سبکرفتاری است
که به همت ز سر هر دو جهان میخیزد
هوش مصنوعی: سوارکار کاروان عشق با شیوهای سبک و آزاد به حرکت در میآید و این تلاش از عزم و ارادهای مشترک از تمام جهان به وجود میآید.
سینهچاکان ترا از دل بیصبر و قرار
چون جرس از در و دیوار فغان میخیزد
هوش مصنوعی: دلهای بیتاب و شیدای عاشقان تو، مانند صداهای زنگی که از هر سو به گوش میرسد، به شدت ناله و فریاد میزنند.
بیسپر در دهن تیغ درآید صائب
هر که را مهر خموشی ز دهان میخیزد
هوش مصنوعی: هر کس که محبت و سکوت را بر زبان میآورد، بدون دفاع و محافظت، با مشکلاتی روبهرو خواهد شد.