برگردان به زبان ساده
رخنه هایی که مرا در جگر آن مژگان کرد
زرهی نیست که بتوان به قبا پنهان کرد
هوش مصنوعی: آسیبی که نگاههای معصوم و زیبا به دلم زدهاند، قابل مخفی کردن نیست و نمیتوان آن را در لباس ظاهری پنهان کرد.
این طراوت که گل روی ترا داده خدا
می تواند نفس سوخته را ریحان کرد
هوش مصنوعی: این زیبایی و freshness که خدایی برای تو به ارمغان آورده میتواند حتی جان خسته و سوخته را نیز آرامش بخشد و شادابی دهد.
گوی خورشید به خون دست ز آسایش شست
حسن روزی که سر زلف ترا چوگان کرد
هوش مصنوعی: در روزی که موهای تو مانند چماق تاب خورده بودند، خورشید با خون دستش را شست و از آرامش دور شد.
سرمه خامشی طوطی گویا گردید
بس که نظاره او آینه را حیران کرد
هوش مصنوعی: چشمهای طوطی به قدری زیبا و جذاب هستند که وقتی به آینه نگاه میکند، آن آینه نیز از تماشای آن حیرتزده میشود و ساکت میماند.
تخم امید من از سعی فلک سبز نشد
دانه سوخته خون در جگر دهقان کرد
هوش مصنوعی: تلاش و زحمات من نتیجهای نداشت و امیدی که داشتم به بار ننشست، بلکه تنها به اندوه و درد عمیق دچار شدم.
هیچ جا زیر فلک قابل آرام نبود
این صدف گوهر محبوس مرا غلطان کرد
هوش مصنوعی: هیچجا در زیر آسمان جا و مقام آرامی نیست؛ این صدف که در درون خود گوهر پنهانی دارد، مرا به شدت به تلاطم درآورده است.
غوطه در خون شفق زد ز ندامت صائب
هر که چون صبح لبی زیر فلک خندان کرد
هوش مصنوعی: شفق از ندامت به خون غوطهور شد؛ زیرا هر کس که مانند صبح لبخند زیر آسمان زد، به عذاب و پشیمانی دچار شد.