برگردان به زبان ساده
تمنا از دل اهل هوس بیرون نمی آید
که حرص شهد از جان مگس بیرون نمی آید
هوش مصنوعی: خواسته و خواهش از دل کسانی که فقط به لذتهای دنیوی فکر میکنند، نمیتواند به حقیقیترین شکل خود بروز کند. مانند اینکه حریص بودن مگس برای شهد، ناشی از ذات اوست و نمیتواند از خود بیرون بیاید.
به مرگ از قید تن، تن پروران را نیست آزادی
که مرغ بی پر و بال از قفس بیرون نمی آید
هوش مصنوعی: آزاد شدن از محدودیتها و مشکلات بدنی، برای کسانی که فقط به لذتهای مادی وابستهاند، ممکن نیست. همانطور که یک پرنده بدون پر و بال نمیتواند از قفس خارج شود، آنها نیز نمیتوانند از بندهای دنیوی رها شوند.
زخط کوتاه شد از کوی او پای هوسناکان
که شب تاریک چون گردد مگس بیرون نمی آید
هوش مصنوعی: کوتاهی خط نشان میدهد که عشق و جذابیت کسانی که به آنها دل بستهایم، مانع از خروج ما از مسیر صحیح شده است. در تاریکی شب، مانند مگس که از تاریکی نمیتواند بیرون بیاید، ما نیز در این تاریکی گرفتار شدهایم و نمیتوانیم به راحتی خارج شویم.
در آن وادی که من چون نقش پا از کاروان ماندم
زبیم راهزن بانگ جرس بیرون نمی آید
هوش مصنوعی: در آن منطقهای که من مانند ردپایی از کاروان جا ماندهام، صدای جرس و نشانهی راهزن به گوش نمیرسد.
در آن محفل که من بردارم از لب مهر خاموشی
صدا غیر از سپند از هیچ کس بیرون نمی آید
هوش مصنوعی: در آن جمعی که من در آن حضور دارم و لبهای محبت و سکوت را برمیدارم، جز از عشق و محبت، صدای دیگری از کسی شنیده نمیشود.
پریشان کرد سیر باغ اوراق حواسم را
خوشا مرغی که از کنج قفس بیرون نمی آید
هوش مصنوعی: دل و حواسم را آشفته کرده است، ولی خوشا به حال پرندهای که از گوشه قفس بیرون نمیآید.
مگر بال و پر موجی به فریادش رسد، ورنه
به دست و پا زدن از بحر خس بیرون نمی آید
هوش مصنوعی: اگر امواج دریا به کمکش نیایند، او هر چقدر هم که تلاش کند و دست و پا بزند، از دریا نجات نخواهد یافت.
زعاجزنالی خود یافتم آن گنج پنهان را
که از دل ناله بی فریادرس بیرون نمی آید
هوش مصنوعی: در دل خود، گنجی پنهان یافتم که از درد و نالههایم بدون هیچ فریاد و کمکی بیرون نمیآید.
حرامش باد رسوایی، حلالش باد مستوری
می آشامی که از بیم عسس بیرون نمی آید
هوش مصنوعی: نابودی و رسوایی برایش خوب نیست، اما پنهان بودنش جای تقدیر دارد. او مینوشد، اما به خاطر نگران بودن از مأموران، در مکانهایی که ممکن است دیده شود ظاهر نمیشود.
چو افتادی به بحر عشق دست و پا مزن صائب
که از دریای آتش خار و خس بیرون نمی آید
هوش مصنوعی: وقتی در عشق غرق شدی، تلاش نکن که خودت را نجات بدهی، زیرا از آتش عشق تنها خار و خس بیرون نمیآید.