برگردان به زبان ساده
تمنا از دل اهل هوس بیرون نمیآید
که خامی از شراب نیمرس بیرون نمیآید
هوش مصنوعی: خواسته و آرزوی افراد پرهیزکار، از دلهای پر از هوس و شهوات به وجود نمیآید، زیرا که ناپختگی و ناتوانی از نوشیدنی ناب هم نمیآید.
مگر آن روی آتشناک سوزد آرزوها را
که برق از عهده این خار و خس بیرون نمیآید
هوش مصنوعی: مگر آن چهره زیبا و پرجاذبه، آرزوها را بسوزاند که برق و زیبایی این خار و علفها هم نتوانند چنین تأثیر قوی داشته باشند.
به هم میپیچد ارباب هوس را آرزومندی
ازین شهد شلاین یک مگس بیرون نمیآید
هوش مصنوعی: هوس و آرزوها مانند شهد شیرینی هستند که هیچ موجودی از آن جدا نمیشود و همواره در کنار هم در هم میپیچند.
عبث مرغ چمن بر آب و آتش میزند خود را
گل بیشرم از آغوش خس بیرون نمیآید
هوش مصنوعی: پرندهای که در باغچه پرواز میکند، بیفایده خود را به آب و آتش میزند. مانند اینکه هیچ شرمی ندارد و از آغوش گیاهان بیرون نمیآید.
نواسنجی که گل چیده است از ذوق گرفتاری
به تکلیف بهاران از قفس بیرون نمیآید
هوش مصنوعی: آدمی که از زیبایی و لذت گلچینی سرمست است، به خاطر گرفتاری و وظایفش در بهار، هرگز نمیتواند از قید و بندهایی که در آن گرفتار است، رهایی یابد.
خموشی حجت ناطق بود جانهای واصل را
که از غواص در دریا نفس بیرون نمیآید
هوش مصنوعی: سکوت، نشانهای قوی و معتبر برای جانهای درک کرده است، زیرا مانند غواصی که در دریا غوطهور است، نمیتواند نفس بکشد.
مرا از کاروانی دور افکنده است گمراهی
که از دلبستگی بانگ جرس بیرون نمیآید
هوش مصنوعی: من توسط گمراهی از جمعی دور افتادهام، گمراهی که به خاطر دلبستگیام، صدای جرس راهی را نمیشنوم.
ز گیر و دار عقل آسوده گردد دل چو روشن شد
که در مهتاب از منزل عسس بیرون نمیآید
هوش مصنوعی: دل آرام میشود وقتی که عقل در امان باشد، زیرا به روشنی میفهمد که در نور ماه، از خانه محافظان بیرون نمیآید.
در آن محفل که من صائب تلاش گفتگو دارم
صدا غیر از سپند از هیچ کس بیرون نمیآید
هوش مصنوعی: در آن جمعی که من در آن هستم و در تلاش برای گفتگو هستم، صدایی جز صدای آتشدان از کسی دیگر شنیده نمیشود.