برگردان به زبان ساده
اگرچه هر گلی زین گلستان جای دگر دارد
بهم غلطیدن گلها تماشای دگر دارد
هوش مصنوعی: هر گلی در گلیستان به دلیلی در جای خاصی رشد میکند و زیبایی هر گل به تنهایی خاص است، اما وقتی گلها با هم ترکیب میشوند و در کنار یکدیگر قرار میگیرند، جلوه و زیبایی دیگری پیدا میکنند که ارزش دیدن دارد.
زکوکو گفتن قمری چنین معلوم می گردد
که نعل طوق در آتش زبالای دگر دارد
هوش مصنوعی: از سخنان قمری چنین برمیآید که زینت و زیبایی در جای دیگری از آتش و سختی نشأت میگیرد.
زنبض بیقرارش می توان دریافت این معنی
که در مدنظر این موج دریای دگر دارد
هوش مصنوعی: از تپش ناآرام او میتوان فهمید که این موج، در نظر دریای دیگری را میخواهد.
در این صحرای پروحشت نفس را راست چون سازد؟
که صید وحشی من رو به صحرای دگر دارد
هوش مصنوعی: در این بیابان وحشتناک، نفس انسان چگونه میتواند درست عمل کند؟ در حالی که شکار وحشی من به سمت بیابان دیگری میرود.
چرا زین خانه دلگیر بیرون پای نگذارد؟
اگر غیر از دل آن جان جهان جای دگر دارد
هوش مصنوعی: چرا کسی از این خانهی دل بیرون نمیرود؟ اگر غیر از دل، روح جهان در جای دیگری وجود دارد.
اگرچه از تماشا گوهر عبرت به دست افتد
نظر پوشیدن از دنیا تماشای دگر دارد
هوش مصنوعی: اگرچه با مشاهده شرایط و تجربیات میتوان درسهای ارزشمندی آموخت، اما در عین حال، دوری از تعلقات دنیوی و توجه به معانی والاتر، بینش و نگرشی متفاوت را به وجود میآورد.
مرا از مستی سرشار چشم یار روشن شد
که این پیمانه زیر پرده مینای دگر دارد
هوش مصنوعی: وقتی که چشم معشوقم را دیدم، همهی مستی و سرخوشیام بیشتر شد، چون متوجه شدم این جامی که در دست دارم، واقعاً حاوی چیزی دیگر و متفاوت است.
به حرف و صوت از آیینه چون طوطی نیم قانع
کز آن آیینه سیما دل تمنای دگر دارد
هوش مصنوعی: انسان از طریق کلام و صدا به زیباییهای خود نگاه میکند، اما همچنان مانند طوطی تنها به همینجا قانع نیست و دلش آرزوی چیز دیگری دارد.
زمن پوشیده با اغیار می گردی، نمی دانی
که از هر داغ، عاشق چشم بینای دگر دارد
هوش مصنوعی: تو در حالی با دیگران میگردی و از من دوری که نمیدانی هر دلی که داغی دارد، عاشق نگاه دیگری است.
به فکر سینه دل در زلف مشکینش کجا افتد؟
که در هر حلقه ای دام تماشای دگر دارد
هوش مصنوعی: دلی که در عشق کسی گرفتار شده، چگونه میتواند از زیباییهای او غافل شود؟ زیرا هر حلقه از موهایش، به خودی خود جاذبهای دارد که توجه را به سوی خود جلب میکند.
به سنگ کودکان مجنون از ان تن می دهد صائب
که در کهسار سیل تند غوغای دگر دارد
هوش مصنوعی: کودکان مجنون از سنگها حفاظت میکنند، زیرا در کوهها سیل و طوفانهای دیگری در حال وقوع است.