برگردان به زبان ساده
دل آسوده در زیر فلک پیدا نمیگردد
ز شورش قطرهای گوهر درین دریا نمیگردد
هوش مصنوعی: دل آرامی در زیر آسمان پیدا نمیشود و از تلاطم دریا، حتی یک قطره جواهر نیز به دست نمیآید.
فلک را نقطه خاک از سکون در چرخ میآرد
تو تا ساکن نگردی دل جهانپیما نمیگردد
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر ایستایی خودش، از زمین نقطهای را میسازد. تو اگر ساکن و آرام نداشته باشی، دل جهانگرد تو آرام نخواهد گرفت و نمیتواند در جهان سفر کند.
به قدر آشنایان دل ز خلوت میکند وحشت
به خود هرکس که گردید آشنا تنها نمیگردد
هوش مصنوعی: دل هر کسی به اندازهی آشنایانش از تنهایی میترسد. هر کس که به آشنایی برسد، هرگز تنها احساس نمیکند.
ز استقرار مرکز میشود پرگار پابرجا
به گرد سر، زمین را آسمان بیجا نمیگردد
هوش مصنوعی: وقتی مرکز ثابت باشد، پرگار با ثبات میچرخد و در نتیجه، درخت سرزمین به طور نامناسب در آسمان نمیچرخد.
مرا روی سخن با خود بود از جمله عالم
که تا طوطی نبیند خویش را گویا نمیگردد
هوش مصنوعی: من با خودم صحبت میکنم و متوجه میشوم که تا وقتی طوطی خودش را نبیند، نمیتواند آنطور که باید از خود دفاع کند یا بر زبان بیاورد.
نگیرد دامن سیل سبکرو هر خس و خاری
دل آزاده مغلوب غم دنیا نمیگردد
هوش مصنوعی: سیل سریع و تند، نمیتواند دامن هر علف و خار را بگیرد. دل آزاده، زیر بار غم دنیا نمیرود و تسلیم نمیشود.
ندارد حاصلی صائب به نیکان دوختن خود را
که سوزن دیده و راز صحبت عیسی نمیگردد
هوش مصنوعی: نتیجهای برای صائب وجود ندارد اگر بخواهد خود را به نیکان و خوبان بچسباند، زیرا چشمان بینا و راز گفتوگوهای عیسی (پیامبر) هرگز به این دوختن کمکی نمیکند.