برگردان به زبان ساده
خوش آن رهرو که دایم چون فلک بر خویش می گردد
که بر خود هر که گردد بیش، شوقش بیش می گردد
هوش مصنوعی: خوش به حال کسی که مانند آسمان همواره در حال گردش است و با هر چرخشی که به سمت خودش میکند، شوق و رغبتش نیز بیشتر میشود.
مجرد شو که برق بی مروت با جهانسوزی
زبی برگی چراغ خانه درویش می گردد
هوش مصنوعی: از تعلقات و رنجها جدا شو، زیرا که نبود محبت و بیرحمی باعث میشود حتی یک برگ از چراغ خانهی درویش خاموش شود.
به قسمت صلح کن زنهار از جمعیت دنیا
که آب گوهر از دریا نه کم نه بیش می گردد
هوش مصنوعی: به تدبیر صلح و آرامش بپرداز، زیرا در میان جمعیتهای مختلف دنیا، ارزشها و زیباییها هیچگاه کاهش و افزایش نمییابند.
مخور چون ساده لوحان روی دست نعمت الوان
که رگ زین خون فاسد شاهراه نیش می گردد
هوش مصنوعی: به سادگی نعمتهای رنگارنگ را قبول نکن، چرا که رگهای این لذتها با زهر و فساد پر شده و راه را به سمت خطر میبرد.
مشو زنهار غافل از ورق گردانی دنیا
که اسباب فراغت مایه تشویش می گردد
هوش مصنوعی: مواظب باش که از تغییرات و ناپایداریهای دنیا غافل نشوی، زیرا چیزهایی که به نظر راحتی و آسایش میآیند، میتوانند باعث نگرانی و تشویش تو شوند.
چرا از نارساییهای طالع دلگران باشم؟
که از بیطاقتی خون در رگ من نیش می گردد
هوش مصنوعی: چرا باید از بدبیاریها و ناکامیها ناراحت باشم؟ وقتی که به خاطر بیتابی، خون در رگهایم به جوش میآید.
نشد حال دل مجروح من بر هیچ کس روشن
که خط ژولیده می باشد قلم چون ریش می گردد
هوش مصنوعی: حال دل زخمخورده من برای هیچکس مشخص نشد، زیرا خطی که بر روی کاغذ مینویسم به اندازه ریش درهم و برهم است.
ترا دل واپسی دارد زمین گیر گرانجانی
وگرنه صدهزاران رهنما در پیش می گردد
هوش مصنوعی: دل کسی به تو وابسته است و تمام وجودش به خاطر تو تحت فشار و اندوه قرار دارد. اگر این علاقه نبود، هزاران رهبر و هدایتگر در دنیای تو وجود دارد که میتوانی از آنها بهره بگیری و در هر مسیر دیگری حرکت کنی.
مرا زان گوشه میخانه افتاده است خوش صائب
که هر کس پای خود در وی نهد بیخویش می گردد
هوش مصنوعی: در آن قسمت از میخانه حسی خوش بر من غالب است، به طوری که هر کسی که پای خود را در آنجا بگذارد، به فردیتی متفاوت و بیهویتی تبدیل میشود.