برگردان به زبان ساده
ز آهم بیستون سرچشمهٔ سیماب میگردد
دل آهن زبرق تیشه من آب میگردد
هوش مصنوعی: از صدای آهم، مثل چشمهای که در بیستون قرار دارد، مایهای از نقره و زیبایی جاری میشود و قلبی که از آهن ساخته شده، به واسطهٔ ضربهٔ تیشهام، به آب تبدیل میشود.
درین دریا نه تنها قطره سر از پا نمیداند
زبان موج میپیچد، سرگرداب میگردد
هوش مصنوعی: در این دریا، حتی یک قطره هم نمیداند که از چه چیزی تشکیل شده و تنها درگیر جریان و حالتهای مختلف آن است. موجها به هم میپیچند و در عوارض مختلف به حرکت درمیآیند.
به داد حق قناعت کن که با اکسیر خرسندی
به خاکستر اگر پهلو نهی سنجاب میگردد
هوش مصنوعی: به عدالت و قناعت توجه کن، چرا که با رضایت و خرسندی، حتی وقتی به نظر بیارزش یا اندک میرسد، میتوانی به بالاترین جایگاهها برسی.
کمر بسته است نه گردون به خون آبروی من
به آب روی من پنداری این دولاب میگردد
هوش مصنوعی: آسمان بر سر من تیره و پر از مشکلات است و من در حال تلاش هستم. آبروی من به شدت در خطر است و همه چیز بر علیه من میچرخد. انگار که این چرخش گردونهی زندگی فقط به خاطر من و وضعیت نامناسبی که دارم، ادامه دارد.
عقیق بینیازی نیست در گنجینهٔ شاهان
سکندر گرد عالم بهر یک دم آب میگردد
هوش مصنوعی: عقیق، به عنوان یک سنگ قیمتی، نیازی به ثروت و قدرت ندارد؛ چرا که سکندر، شاه بزرگ، برای هر لحظهی زندگیاش در پی آب و زندگی در تمام دنیا گشت و گذار میکرد.
اگر داری تلاش وصل دست از جان بشو صائب
که شبنم را دل از قرب گلستان آب میگردد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به وصالی دست پیدا کنی، باید تمام وجودت را در این راه بگذاری. صائب، چرا که شبنم هم به خاطر نزدیکی به گلستان، دلش میتپد و شوق زندگی در آنجا را دارد.